تبلیغات
آزاد اندیـشــی - معرفی فعالان ضد شیعه
آزاد اندیـشــی
id telegram=task75
درباره

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
این وبلاگ در جهت آشکار کردن چهره واقعی وهابیت و نقدی بر مطالب و افکار آنان در رسانه های ماهواره ای ایجاد گردیده است.
آخرین اخبار و حواشی شبکه های ماهواره ای وهابیت (نور، کلمه، وصال) را از ما بخواهید.
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله سلم فرمودند:
در نجد (اطراف شهر ریاض - مرکز عربستان فعلی - ومحل ظهور فرقه ی وهابیت) تمام زلزله ها وفتنه هاست و شــــــــــــــاخ شیـــــــــــــطان از آنجا طلوع خواهد کرد.

صحیح بخاری جلد 8 صفحه ی 95 حدیث 7094 کتاب الفتن، باب 16 ، باب قول النبی (ص): الفتنه من قبل المشرق

حقیر در جهت اتحاد مسلمین نقد وهابیت{سلفیه-اهل حدیث} را ضروری میدانم.
فلذا در این جهت کتب شیخ محمد بن عبدالوهاب را نقد میکنم و همزمان بعضی شبهات را نیز اجمالا پاسخ می دهم .لازم بذکر است عقاید مشترک اهل سنت براساس منابع اهل تسنن است.
تماشیا مع الانتقادات الموجهة إلى الوحدة الإسلامیة الوهابیة
این ویلاگ به جهت افزایش بصیرت منتظران ظهور ، عاشقان ولایت و دوستان طراحی شده است.سعی می شود که تمامی مسائل مهدویت حرکت های اسلامی و احکام و پاسخ سوالات مراجعه کنندگان به این وبلاگ در پایان هر هفته ذکر شود. امیدوارم که این مطالب موجب تغییر و تحول اساسی در تمامی حالات روحی و روانی شما گردد.در ضمن در بخش پیوندها سایت مراجع عالی قدر ارائه شده تا به مسائل شرعی شما سروران نیز پاسخ داده شود. از سایت های معتبری که در قسمت پیوند ها ارائه شده حتما استفاده کنید که میتوانند بسیار مفید واقع شوند.
راهنمایی ها و نظرات شما باعث شادی و مسرت قلب این بنده حقیر می گردد.
اللهم عجل لولیک الفرج
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
تدبّر در قرآن
آیه قرآن
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما کثیف ترین دین درجهان چیست؟؟؟








آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
جستجو


دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
آرشیو مطالب
صفحات مجزا
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی
مهدویت امام زمان (عج) پخش زنده حرم


!-- Bivafa Va Alireza25 -->

کد متحرک کردن عنوان وب

ابر برچسب ها
ارسال شده در سی ام مهر 92 ساعت 01:38 ب.ظ توسط MOHAMMAD JAVAD ASADI اسدی

بسم الله الرحمن الرحیم


 ((( توجه: آدرس منابع ذکر شده، از نرم‌افزار مکتبة اهل بیت (علیهم السلام) و المكتبه الشامله می‌باشد )))

 

استاد حسینی قزوینی

گفتیم که برای بررسی کتاب‌هایی که ضد شیعه نوشته شده، یک نگاه اجمالی به سه مذهب کلامی داشته باشیم.

 

مکتب کلامی معتزله

اولین مذهب کلامی اهل سنت، مذهب معتزله است. بنیان‌گذار مکتب معتزله، واصل بن عطاء است، متولد سال 80 هجری و متوفای سال 131 هجری. البته خود ایشان، شاگرد حسن بصری بوده و مطالب را از او گرفت و بحث اعتزال را مطرح کرد. این‌که مباحث اعتقادات کلامی آنها چه تفاوتی با شیعه دارد یا با مرجئه ـ که قبل از اینها به وجود آمده بودند ـ یا با خوارج و ... ، بحث جدایی است و این‌که این قضایا از کجا سرچشمه گرفت؟ ما فعلا در مقام آن نیستیم.

بعد از واصل بن عطاء، أمر بن عُبید است که متوفای 143 هجری است. او هم از شاگردان حسن بصری بوده و در تأسیس مکتب اعتزال، نقشی داشته، ولی نه در حد واصل بن عطاء.


 

آقای ابو الهذیل علّاف است، متوفای 235 هجری که از او به شیخ المعتزله ـ استاد و ریش سفید معتزله ـ تعبیر می‌کنند. مقالات و مناظرات متعددی با دیگر فِرَق اسلامی داشته است.

ابو علی جُبّائی محمد بن عبد الوهاب، متوفای 303 هجری است و صاحب کتاب‌های الجامع الکبیر و الإجتهاد و الإنسان.

ابو هاشم جُبّائی ـ پسر محمد ـ ، متوفای 321 هجری است و صاحب کتاب‌های تذکرة العالم و العدة فی أصول الفقه و ... .

البته، آقایان، معتزله را تقسیم‌بندی می‌کنند به معتزله بغداد و معتزله بصره. از بزرگان معتزله بغداد، تعدادی را نام می‌برند و از معتزله بصره، تعدادی دیگر و ما هم در آن مقام نیستیم و همین که بدانیم بنیان‌گذار معتزله، واصل بن عطاء بوده و شخصیت‌های برجسته اینها، که نام بردیم، کافی است.

 

مکتب کلامی اشاعره

موسس و بنیان‌گذار مکتب اشاعره، ابو الحسن اشعری، علی بن اسماعیل است، متوفای 324 هجری. از شاگردان ابو علی جُبّائی بوده و از او جدا شد و مذهب اشاعره را بنیان‌گذاری کرد.

از شخصیت‌های برجسته اشاعره، ابوبکر باقلانی است، متوفای 430 هجری. کتاب‌های زیادی دارد و می‌گویند که نزدیک به 50 عنوان کتاب در دفاع از مکتب اشاعره، تألیف کرده است.

ابو اسحاق اسفرائنی، متوفای 418 هجری است. تألیفات زیادی دارد و از جمله آنها، التبصیر فی الدین است و درگیری‌هایی را با معتزله داشتند.

عبد القاهر بغدادی، صاحب کتاب الفرْق بین الفِرَق است و از مشاهیر علمای اشاعره است.

امام الحرمین جُوِینی، ابو المعالی است که از شخصیت‌های برجسته اشاعره است و متوفای 478 هجری و استاد غزالی است.

ابو حامد غزالی، صاحب کتاب إحیاء العلوم، از شخصیت‌های برجسته اشاعره است.

شهرستانی، صاحب کتاب الملل و النحل، از شخصیت‌های برجسته اشاعره است.

فخر رازی، متوفای 606 هجری، از علمای بزرگ و برجسته اشاعره است.

تفتازانی، صاحب کتاب مطوّل و متوفای 791، از علمای برجسته اشاعره است.

سید جرجانی، صاحب عوامل، متوفای 816 است.

قوشجی، صاحب کتاب شرح تجرید خواجه نصیر الدین طوسی (ره)، متوفای 789 هجری، از بزرگان اشاعره است.

 

مکتب کلامی ماتریدی

عرض کردیم که علمای احناف و و اهل سنت حنفی مذهب، نه تابع اشاعره هستند و نه تابع معتزله؛ بلکه تابع مکتب ماتریدی هستند. بنیان‌گذارش، محمد بن محمد ماتریدی بود، متوفای 303 هجری. مطالبی آورد در تعدیل بین مکتب اشاعره و معتزله و می‌خواست پیوندی بین این دو مکتب بزند و کتاب‌های زیادی هم نوشت، مانند کتاب التوحید، تأویلات اهل السنة، المقالات، مأخذ الشرایع، الجدل فی أصول الفقه، بیان وَهْم المعتزلة، ردّ کتاب الأصول الخمسة الباهلی و ... .

از شخصیت‌های برجسته اینها، ابو القاسم اسحاق بن محمد سمرقندی است، متوفای 340 هجری. ابو اللیث بخاری و ... .

این، خلاصه‌ای از بنیان‌گذاران این سه مکتب بود و علمای بزرگ آنها.

 

کتاب‌های ضد شیعی

اگر تمام کتاب‌های‌شان را از اول تا آخر بخوانید، عمدتا مبانی شیعه را زیر سوال بردند یا طرحی که برای تبیین مبانی کلامی داشتند، بر محور تعریض بر شیعه بوده است. اما برخی از کتاب‌های آنها، به عنوان کتاب شاخص ضد شیعه در تاریخ مانده است. اساسی‌ترین کتابی که اینها بر ردّ شیعه نوشته‌اند، العثمانیة آقای جاحظ است، متوفای 255 هجری که از علمای بزرگ معتزله است. می‌توان گفت که این اولین کتابی است که علیه شیعه نوشته‌اند و در طول تاریخ، این قضیه مانده است. بعد از نوشتن این کتاب، علمای شیعه و سنی، علیه این کتاب، قیام کردند و شاید بتوان گفت، اولین یا دومین کتابی که علیه این کتاب نوشته شد، برای آقای اسکافی است از علمای بزرگ اهل سنت. مرحوم شیخ مفید (ره) و بزرگان دیگر هم در ردّ آن، کتابی نوشتند. به طوری او را در منگنه گذاشتند که خود جاحظ، کتابی بر ردّ کتاب خودش نوشت.

العثمانیة، اولین کتابی بود که تمام فضائل امیرالمؤمنین (علیه السلام) از جمله شجاعت و اعلمیت او را زیر سوال برد. امیرالمؤمنین (علیه السلام) برای آنها به عنوان خلیفه چهارم مطرح است و این کتاب، برای آنها قابل پذیرش نبود. بعضی می‌گویند که حکومت وقت، پول هنگفتی را به او داد تا اینچنین کتابی را بنویسد و یک اختلافی میان علماء بیاندازد و علماء را مشغول این کار بکنند و خودشان هم کار خودشان را بکنند. اختلاف بیانداز و حکومت کن.

دومین کتابی کتاب بر ردّ شیعه نوشته شده و شاید به نظر من الان که حدود 10 قرن از تألیف این کتاب می‌گذرد، مطالب این کتاب هنوز برای مخالفین شیعه، تازگی دارد، کتاب قاضی عبد الجبار معتزلی است، متوفای 415 هجری به نام المغنی فی الإمامة. در این کتاب که أخیرا در 20 جلد چاپ شده است، کل مباحث مکتب معتزله به نمایش گذاشته شده و عقائد کلامی شیعه را نقل کرده و زیر سوال برده است.

مرحوم سید مرتضی (ره)، متوفای 435 هجری که معاصر با ایشان بود، کتابی نوشت به نام الشافی فی الإمامة. الان هم که نزدیک 10 قرن از این کتاب می‌گذرد، مطالب او برای ما همه تازگی دارد. اگر کسی خوب و به دقت، این 3 جلد کتاب را مطالعه کند و بعد بیاید قرون متأخره و کتاب‌های علامه حلی (ره) و میر حامد حسین (ره) و دیگران را ببیند، در می‌یابد بر اینکه اصل و ریشه پاسخ‌ها، از مرحوم سید مرتضی علم الهدی (ره) است. شیخ طوسی (ره) با آن عظمت، کتاب مستقلی ننوشت و کتاب استادش را تلخیص کرد به نام تلخیص الشافی.

وهابیت، الان هم عیال کنار سفره قاضی عبد الجبار معتزلی هستند. حتی علمای مذاهب دیگر، اگر حرفی می‌زنند و حرفی برای زدن دارند که به جوابش بیارزد، عمدتا از قاضی عبد الجبار معتزلی دارند. گر چه مرحوم سید مرتضی (ره)، آنچنان پنبه حرف‌های قاضی عبد الجبار را زد که آبرو و حیثیتی نه در مؤلَِف و نه در مؤلََّف گذاشت.

کتاب دیگری که در تاریخ مانده و قابل توجه است و نسبت به شیعه، تعریض جدی دارد، کتاب شهرستانی است به نام الملل و النحل. شرستانی از اشاعره است. در این کتاب، بین حق و باطل را مخلوط کرده و مطالبی را نسبت به شیعه بیان می‌کند که هیچ اصل و ریشه‌ای ندارد. فِرَق شیعه و هشامیه و زیدیه و ... را نام می‌برد که همچنین چیزی در تاریخ، نه اصلی و نه ریشه‌ای و نه واقعیتی دارد. همین‌طوری در گوشه خانه نشسته است و می‌‌خورْد و در ذهنش، برای شیعه، فرقه‌سازی می‌کرد. شاید 90٪ فِرَق شیعه که در این کتاب آمده، اصل و ریشه‌ای ندارد. زراره که صاحب فرقه نبود که بگوییم فرقه زراریة و هشام هم صاحب فرقه هشامیه نبود و ... .

یکی دیگر از کتاب‌هایی که مطالب تندی علیه شیعه دارد، العِقد الفرید ابن عبد ربه، متوفای 328 هجری است. مرحوم علامه امینی (ره) در الغدیر، نسبت به این کتاب، خیلی حساسیت نشان داده است و پاسخ‌های کوبنده و تندی به این کتاب داده است.

کتاب دیگری که حائز اهمیت است و مطالب تندی نسبت به شیعه دارد و ما هم باید دقت کنیم، کتاب ابن حزم آندلسی، متوفای 456 هجری است به نام الفِصل فی الملل و الأهواء و النحل. نسبت به شیعه، چشمانش را بسته و دهانش را باز کرده و چیزهایی را نوشته است. علامه امینی (ره) هم نسبت به این کتاب، جواب مفصّلی داده است.

بعد از اینها، ابن‌تیمیه کتابی می‌نویسد به نام منهاج السنة که اخیرا در 9 جلد در عربستان سعودی چاپ شده است. ابن‌تیمیه به عنوان یک فرد شاخص ضد شیعی است که شاید برای اولین بار اعلام کرد که شیعیان مسلمان نیستند و مذهب شیعه، برگرفته از یهود و نصاری است و برای تخریب اسلام، این مذهب را تأسیس کردند. حتی در بعضی از جاها، از باب اینکه:

چون قافیه تنگ آید       شاعر به جفنگ آید

شروع می‌کند به بیان مطالبی که زیبنده یک انسان نیست، چه رسد به یک مسلمان. مثلا تعبیری دارد و می‌گوید بسیاری از شیعیان:

من لم یعرف له نسب.

نَسَب مشخصی ندارند.

یعنی ـ نستجیر بالله ـ اکثر شیعیان، زنازاده هستند!!! نمی‌دانم که آن روز، ایشان، آینه را چگونه نگاه می‌کرد و چه دیده است که اینچنین مطالبی را بیان کرده است. آقایان اهل سنت هم ایشان را به عنوان شیخ الأسلام، سخن او را بر صحابه و نبی مكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مقدم می‌دارند.

کتاب‌های زیادی در ردّ کتاب ابن‌تیمیه نوشته شده است. مرحوم علامه امینی (ره) در الغدیر و حضرت آیت الله میلانی در کتاب دراسات فی منهاج السنة، حرف‌های ایشان را آورده و پنبه‌اش زده است.

می‌رسیم به کتاب‌های کلامی که با زبان نرم، فرهنگ شیعه را مورد نقد قرار داده‌اند. اکثر کتاب‌هایی که اشاره کردم، فحش‌نامه است. می‌بینیم بعضی از بزرگان اهل سنت را که کتاب‌هایی نوشته‌اند، ولی عاری از فحش و ناسزا و افتراء است، مانند کتاب قاضی عضد الدین ایجی، متوفای 756 هجری به نام المواقف فی علم الکلام که نقدی است بر کتاب تجرید مرحوم خواجه نصیر الدین طوسی (ره) و شرح تجرید علامه حلی (ره). البته سید شریف جرجانی، متوفای 816 هجری، شرحی نوشته است بر المواقف.

تفتازانی کتابی دارد به نام المقاصد. این کتاب و شرح المقاصد، هر دو، برای تفتازانی است و در آنجا، عقائد شیعه را مورد نقد قرار داده است. حرف‌هایش، حرف‌های بی‌پایه و جدل و مغالطه است، ولی توأم با فحش و سبّ و اهانت و افتراء نیست و آدم می‌تواند در جلسه، عبارت تفتازانی و ایجی را نقل و نقد کند؛ ولی اگر بالای منبر بروید و فحش‌نامه ابن‌تیمیه را بگویید، خود مجلس، مشمئز می‌شود.

آقای عبد الرزاق ـ از علمای بزرگ اهل سنت و استاد بخاری است و ذهبی در مورد او می‌گوید:

لو ارتد عبد الرزاق، ما ترك حدیثه.

اگر عبد الرزاق، مرتد شود، سخنانش برای ما حجت است.

تاریخ الإسلام للذهبی، ج15، ص262 ـ سیر أعلام النبلاء للذهبی، ج16، ص170ـ و بسیاری از منابع دیگر

ـ وقتی اسم معاویه را در مجلسی، نزد او آوردند، گفت:

لا تقذر مجلسنا بذكر ولد أبی سفیان.

مجلس ما را نجس نکنید با نام پسر ابو سفیان.

تفسیر القرآن عبد الرزاق الصنعانی، ج1، ص20 ـ ضعفاء العقیلی، ج3، ص109 ـ تاریخ مدینة دمشق لإبن عساكر، ج36، ص187 ـ سیر أعلام النبلاء للذهبی، ج9، ص570 ـ میزان الاعتدال للذهبی، ج2، ص610

اگر شما حرف‌های ابن عبد ربه و ابن حزم آندلسی و ابن‌تیمیه را بزنید، مجلس، از آن حالت ملکوتی بیرون می‌رود. شاید برای خود مستمعین شما، ولو اینکه بهترین جواب را بدهید، فحش‌نامه، نقل کردن ندارد، چه رسد به نقد. ما در برابر اینها، با الهام از قرآن، این برخورد را داریم:

وَ إِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا                                                                            (سوره فرقان/آیه63)

از کتاب‌های اساسی که نوشته شده و عقائد شیعه را مورد نقد قرار داده، کتاب إبطال الباطل آقای فضل بن روزبهان است، متوفای 852 هجری. در حقیقت، جوابی است بر نهج الحق علامه حلّی (ره).

قاضی نور الله شوشتری در جواب این کتاب، کتابی نوشت به نام إحقاق الحق و این کتاب، مختصر بود و حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی، توضیح و شرح داد و تا 37 جلد چاپ شد.

مرحوم مظفر (ره) در کتاب دلائل الصدق که کتاب خوب و شیرینی است، عبارت علامه حلی (ره) را از کتاب نهج الحق نقل می‌کند و عبارت فضل بن روزبهان را از کتاب إبطال الباطل نقل می‌کند و خودش هم نقد می‌کند. در حقیقت، این کتاب، نشان‌گر سه تفکر است؛ مخصوصا جلد 4 و 5، استدلال به آیات قرآن است برای اثبات ولایت و امامت آقا امیرالمؤمنین (علیه السلام). من هر وقت که قسمت‌های مختلف این کتاب را مطالعه می‌کنم، حلاوتی دارد.

عبد العزیز دهلوی، متوفای 1239 هجری که عامل استعماری بود، کتاب تحفة الإثنی عشریة را نوشت. البته مراد از اثنا عشر، ائمه (علیهم السلام) نیست و کتابش را به 12 فصل تقسیم کرده است. مرحوم میر حامد حسین (ره) کتابی نوشت به نام عبقات الأنوار در ردّ این کتاب.

اینها، خلاصه‌ای بود از کتاب‌های حساس ضد شیعه در گذر زمان تا این‌که می‌رسیم به قرن حاضر. در قرن حاضر، تعدادی از قلم به دستان وهابی، کتاب‌های متعددی را علیه شیعه نوشته‌اند و 90٪ این کتاب‌ها، توأم با افتراء و سبّ و شتم و دروغ و خلاف واقع است. از جمله این مؤلفین، احسان إلهی ظهیر است که اصالتا پاکستانی است و ظاهرا رشد کرده عربستان سعودی است و کتاب‌های متعددی نوشته مانند الشیعة و القرآن و الشیعة و اهل البیت و الشیعة و السنة. شاید امروز، سخنان او، نُقْل کلام وهابیت باشد. هر کدام از وهابیت که می‌خواهند علیه شیعه، فحش‌نامه بنویسند، ملاک سخن‌شان، کتاب‌های احسان إلهی ظهیر است.

کتاب دیگری که أخیرا نوشته شد و خیلی سر و صدا ایجاد کرد، کتاب الشیعة و التصحیح است برای دکتر موسی موسوی، نوه مرحوم سید ابو الحسن اصفهانی (ره). این کتاب، با تحریک بعضی از مزدوران و شاید خود صدام نوشته شد. حضرت آیت الله العظمی سبحانی برای من نقل می‌کرد که از رادیو شنیدم، صدام می‌گفت:

اگر جنگ 8 ساله ما علیه ایران، هیچ فائده‌ای نداشت، جز این‌که این کتاب چاپ شد، برای ما بس است.

سال گذشته هم این کتاب را ـ که تقریبا کمتر از 100 صفحه است ـ در پایتخت مراکش، در تیراژ 8 میلیون نسخه چاپ کردند و در کشورهای مختلف پخش کردند.

کتاب دیگری که در سال‌های اخیر، خیلی سر و صدا کرد، کتاب احمد الکاتب است که سابقه تشیّع هم دارد، به نام تطوّر الفکر الشیعیّ السیاسیّ من السّقیفة إلی ولایة الفقیه. ایشان، طلبه حوزه علمیه قم بود و در مدرسه حجتیه درس خواند و اصالتا هم اهل لار استان شیراز بود. از همان اول، تفکراتش نادرست بود و خشت اول را کج نهاد. این کتاب را به آمریکا برد، جرأت نکردند که چاپ کنند و گفتند همان خانه جاسوسی که در ایران داشتیم، همان برای ما مسئله شده و استخوان در گلو است و فعلا همین بس است. به عربستان سعودی برد و این کتاب را چاپ کردند. اگر در سایت‌های مختلف بروید، این کتاب موجود است. به زبان‌های فارسی و انگلیسی و غیره هم ترجمه شده است. 85 تا 90٪ این کتاب، بحث مهدویت را زیر برده است و بزرگان ما هم جواب داده‌اند، مخصوصا فاضل ارجمند جناب سید سامر بدری در کتاب شبهات و ردود، که قبلا در 3 جلد بود و أخیرا هم مجمع جهانی أهل البیت (علیهم السلام) در یک جلد این کتاب را چاپ کرد. افراد دیگری هم جواب دادند و آیت الله کورانی هم در شبکه المستقله، مناظرات متعددی را در همین موضوع با ایشان داشتند.

بعضی از علمایی که به ظاهر شیعه بودند، کتاب‌هایی را نوشتند که امروز هم درد سر درست کرده است، مانند کتاب‌هایی که برای آقای قلم‌داران و بُرقعی و مصطفی طباطبائی است. اینها به قدری افراد رذل و پستی بودند که حتی نمی‌خواهم بحث آن را پیش بکشم. چندی پیش، حدود 12 دست‌خط از مصطفی طباطبائی به من رسید که وقیح‌ترین و رکیک‌ترین عبارت را نسبت به آقا حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) به کار برده است. حرف اینها، به عنوان حرف شیعی، در محافل وهابیت مطرح است. مخصوصا کتاب کسر الصنم سید ابو الفضل برقعی، در سطح بین المللی، برای ما درد سر درست کرده است. البته خود برقعی،‌ حدود 70 جلد کتاب نوشته است و نصف آن در دفاع از شیعه است و نصف دیگرش هم در نقد عقائد شیعه. اینها، به هر کجا که باد بوزد، همان‌جا اتراق می‌کنند. یک روز در نماز امیرالمؤمنین (علیه السلام) و روز دیگر در سفره معاویه.

اینها، کتاب‌هایی بود که خواستم عزیزان در این زمینه، اطلاعاتی داشته باشند. این کتاب‌ها، خیلی کم در کتاب‌خانه‌های شیعی هست، ولی در سایت‌های مختلف، این کتاب‌ها را گذاشته‌اند.

از مؤلفینی که کتاب‌های زیادی علیه شیعه نوشته‌اند، فِیْصَل نور است. ایشان از افراد مغرض است که واقعا تمام کتاب‌هایش بلا استثناء، توأم با اهانت و فحش است. همچنین عبد الرحمن دمشقیه است از علمای ریاض که کتاب‌های زیادی علیه شیعه نوشته است، شاید حدود 40 کتاب. عثمان الخمیس از علمای بزرگ کویت است و کتاب‌های زیادی نوشته است و الآن جزء نیروهای مقتدر و لیدر وهابیت به شمار می‌رود و مناظرات متعددی را با بزرگان شیعه داشته است. دکتر سالوس از اساتید دانشگاه‌های قطر است و کتاب‌های متعددی را بر ضد شیعه نوشته است. دکتر ناصر الدین قفاری که کتاب‌های متعددی علیه شیعه نوشته است و شاخص‌ترین آنها، کتاب أصول مذهب الشیعة الإثنی عشریة است. دکتر غامدی هم کتاب‌هایی را علیه شیعه نوشته است. دکتر عائذ القرنی از اساتید و بزرگان و شیوخ ریاض است و کتاب‌های متعددی در نقد عقائد شیعه نوشته است. حتی یکی از این کتاب‌هایش که چند سال پیش چاپ شد، گفتند که در حدود 300 هزار تیراژ، چاپ شده است.

اینها، شاخص‌ترین بزرگان اهل سنت و وهابیت هستند که هر یک، تألیفات متعددی بر ضد عقائد شیعه دارند. کافی است که به همین سایت فیصل نور (WWW.FNOOR.COM) بروید، لیست کتاب‌هایی را که در این دو سه دهه اخیر علیه شیعه نوشته شده است را همراه نام مؤلفین آنها، می‌بینید. البته فیلتر شده است. ما قبلا این سایت را دانلود کردیم و دیدیم که حدود 25 هزار عنوان کتاب و مقاله علیه شیعه در این یک سایت است و جزء سایت‌های فعال ضد شیعه است و در حمله و هجمه به تفکرات شیعی، از هیچ کوششی فروگذار نیستند.

یک‌روزی از اینترنت و بعضی از جزوات، ادله‌ای را که اینها برای خلافت ابوبکر آوردند را دانلود کردم، دیدم که حدود 148 دلیل برای حقانیت ابوبکر و پاسخ به شبهات شیعه در رابطه با او آورده‌اند. اگر کسی بخواهد این را شروع کند، یک آغازی دارد، ولی فرجامش چه هست، باید خود آغاز کننده، فرجامش را معیّن کند.

در رابطه با خلافت امیرالمؤمنین (علیه السلام) بخواهد شروع بکند، باید سه محور را آغاز بکند:

1. امامت از منظر قرآن

2. امامت در آینه روایات و سنت

3. امامت از نظر عقل.

اگر بخوهد شبهات را جواب دهد، خودش یک آغازی دارد و در این فاز افتادن، نه تنها علاقه و عشق به اهل بیت (علیهم السلام) لازم است، بلکه باید دیوانه اهل بیت (علیهم السلام) باشد. اگر در خودش این دیوانگی نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) را احساس می‌کند، بیاید و اگر بخواهد با عصای عقل و آهسته آمدن و رفتن وارد شود، به درد نمی‌خورد.

گر شدی عاشق، دیگر عاقل نمی‌باید شدن            آب عقل و عشق از یک جوی نمی‌گردد روان

آیت الله خزعلی می‌گفت:

وقتی علامه امینی (ره) از هند برگشت، من در مشهد از او سوال کردم که شما در آنجا، روزی چند ساعت کار می‌کردی؟ گفت: روزی 16 ساعت مطالعه می‌کردم. سوال کردم: آن گرمای سوزان خط استوایی هند، به شما اجازه می‌داد که روزی 16 ساعت کار کنی؟ گفت: اتفاقا یک نفر در آنجا این سوال را از من کرد و من تازه فهمیدم که هوا گرم است.

این را می‌گویند دیوانگی نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) که نه سرما را می‌فهمد و نه گرما را؛ نه گرسنگی احساس می‌کند و نه ... .

علامه امینی (ره) می‌گفت:

من که شبانه‌روز در آنجا بودم، وقتی کارمندان آنجا (در وفت ناهار) کتاب‌خانه را می‌بستند و می‌رفتند، من نان خشکی را با مقداری آب با خودم می‌بردم آنجا و همان‌جا نهار را می‌خوردم و مشغول کار می‌شدم.

اینها اینچنین رفتند تا توانستند در تاریخ تشیع، گل بکارند و تحوّل ایجاد کنند. اگر کسی بخواهد برای حضرت علی (علیه السلام) کار کند، باید برای همه چیز بگوید نه و فقط برای حضرت علی (علیه السلام) بگوید آری. هر کاری که می‌کند، به حساب امیرالمؤمنین (علیه السلام) بگذارد. اگر اینچنین باشد، به تعبیر مرحوم آیت الله کوهستانی (ره):

خدای عالم در عالم هستی، یک علی داشت، آن هم به ما شیعیان داد.

حضرت علی (علیه السلام)، مظلوم بوده و هست و خواهد ماند تا فرزندش حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) بیاید و حضرت علی (علیه السلام) را از مظلومیت بیرون بیاورد.

می‌گویند:

مرحوم محمد تقی جعفری (ره)، ظاهرا یک شب خواب دیده بود علامه امینی (ره) را و به او گفته بود: آقای جعفری! این مرد، خیلی مظلوم است. ما که آمده‌ایم به عالم برزخ و کاری از دست‌مان ساخته نیست. شما که آنجا هستید، تا می‌توانید، از این مرد مظلوم دفاع کنید و برای علی کار کنید. هر چقدر کار کنید، کم کار کرده‌اید.

ایشان بعد از اینکه از خواب بیدار می‌شود، تصمیم می‌گیرد همان شرح نهج‌البلاغه را که در 27 جلد نوشت، بنویسد. آقازاده ایشان نقل می‌کرد:

در آن آخرین لحظات، روی تخت بیمارستان بود و می‌گفت: صدایش در نمی‌آمد و لب‌هایش تکان می‌خورد. آمدم نزدیک و گفتم: چیزی می‌خواهید؟ گفت: از خدا می‌خواستم که یک عمر طولانی به من می‌داد. گفتم: می‌خواستید چه کنید؟ الغدیر را تمام کنید؟ گفت: نه، می‌خواستم بنشینم و برای مظلومیت علی گریه کنم.

حتی بعضی از دوستان گفته بودند که ایشان می‌گفت:

دوست داشتم که به اندازه اول و آخر دنیا، خداوند به من عمر بدهد و در طول این مدت، فقط برای مظومیت علی، اشک بریزم.

خوشا به حال کسی که زندگی‌اش با ولای علی گره خورد. هم دنیا را بردند و هم آخرت را و خسارت کرد کسی که زندگی‌اش را با ولای علی و عشق علی گره نزد.

 

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

««« و السلام علیكم و رحمة الله و بركاته »»»