تبلیغات
آزاد اندیـشــی - شباهت وهابیت به خوارج نهروان
آزاد اندیـشــی
id telegram=task75
درباره

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
این وبلاگ در جهت آشکار کردن چهره واقعی وهابیت و نقدی بر مطالب و افکار آنان در رسانه های ماهواره ای ایجاد گردیده است.
آخرین اخبار و حواشی شبکه های ماهواره ای وهابیت (نور، کلمه، وصال) را از ما بخواهید.
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله سلم فرمودند:
در نجد (اطراف شهر ریاض - مرکز عربستان فعلی - ومحل ظهور فرقه ی وهابیت) تمام زلزله ها وفتنه هاست و شــــــــــــــاخ شیـــــــــــــطان از آنجا طلوع خواهد کرد.

صحیح بخاری جلد 8 صفحه ی 95 حدیث 7094 کتاب الفتن، باب 16 ، باب قول النبی (ص): الفتنه من قبل المشرق

حقیر در جهت اتحاد مسلمین نقد وهابیت{سلفیه-اهل حدیث} را ضروری میدانم.
فلذا در این جهت کتب شیخ محمد بن عبدالوهاب را نقد میکنم و همزمان بعضی شبهات را نیز اجمالا پاسخ می دهم .لازم بذکر است عقاید مشترک اهل سنت براساس منابع اهل تسنن است.
تماشیا مع الانتقادات الموجهة إلى الوحدة الإسلامیة الوهابیة
این ویلاگ به جهت افزایش بصیرت منتظران ظهور ، عاشقان ولایت و دوستان طراحی شده است.سعی می شود که تمامی مسائل مهدویت حرکت های اسلامی و احکام و پاسخ سوالات مراجعه کنندگان به این وبلاگ در پایان هر هفته ذکر شود. امیدوارم که این مطالب موجب تغییر و تحول اساسی در تمامی حالات روحی و روانی شما گردد.در ضمن در بخش پیوندها سایت مراجع عالی قدر ارائه شده تا به مسائل شرعی شما سروران نیز پاسخ داده شود. از سایت های معتبری که در قسمت پیوند ها ارائه شده حتما استفاده کنید که میتوانند بسیار مفید واقع شوند.
راهنمایی ها و نظرات شما باعث شادی و مسرت قلب این بنده حقیر می گردد.
اللهم عجل لولیک الفرج
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
تدبّر در قرآن
آیه قرآن
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما کثیف ترین دین درجهان چیست؟؟؟








آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
جستجو


دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
آرشیو مطالب
صفحات مجزا
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی
مهدویت امام زمان (عج) پخش زنده حرم


!-- Bivafa Va Alireza25 -->

کد متحرک کردن عنوان وب

ابر برچسب ها


 شباهت وهابیت به خوارج نهروان

با برسی مبانی اندیشه های خوارج و وهابیت، وجوه مشترک فراوانی را میان این دو گروه می توان بدست آورد.

1. کج اندیشی و فهم نادرست از دین

خوارج با برداشت انحرافی از قرآن و فهم نادرست از دین، از پیروی امام واجب الاطاعه دست کشیدند و با او به جنگ برخاستند که در تاریخ به نام جنگ نهروان معروف است.[1]آنان با استدلال به ظاهر آیه شریفه «ö4 ÈbÎ) ãNõ3ßÛø9$# žwÎ) ¬! (...» «حکم» را در این آیه به معنای حکومت تفسیر کردند و گفتند: لا حکم الا لله، حکومتی جز حکومت خدا نیست. به همین دلیل، حکمیت «صفین» را باطل و کفر پنداشتند.

امام امیرالمؤمنین علی(ع) درباره شعار این گروه فرمود: «کَلِمَةُ حَقٍّ یُرادُ بِها الباطِلُ»؛[2] یعنی جمله «لا حکم إلا لله»، کلمه حق است، ولی خوارج از این آیه اندیشه باطلی دارند؛ زیرا حکم در این آیه به معنای قانون و برنامه حکومت است، نه به معنای حکومت و فرمانروایی. از این گذشته، خود قرآن آشکارا مردم را در موارد اختلاف ، حکمیت و داوری فرا خوانده است: (نساء: 35)

هرگاه بیم آن رفت که میان زن و شوهر اختلاف پدید آید، داوری از خانواده مرد و داوری از خانواده زن بگمارید.

همچنین خوارج، آیاتی را که درباره کافران و مشرکان نازل شده بود، شامل مسلمانان و مؤمنان می دانستند. دلیل این سخن، کلام رسول خدا (ص) است که در وصف خوارج فرمود: «آنان آیاتی را که مربوط به کافران است، شامل مؤمنان و مسلمانان می دانند.»[3]

وهابیت نیز چنین هستند. آنان شفاعت، توسل، استغاثه، نذر، را شعار مذهبی خود قرا می دهند، ولی می گویند درخواست شفاعت، استغاثه، توسل و نذر برای غیر خدا جایز نیست. این درست است که شفاعت و استغاثه و غیر اینها هم از خاست و در واقع، خداوند است که مورد استفاثه قرار می گیرد. او مددکار حقیقی انسان است. فقط او غنی است و غیر او همه محتاج اند و امر شفاعت و امثال آن به دست قدرت خداوند تعالی است، ولی وهابی ها منظور دیگری دارند و آن اینکه ما نباید کسانی را که خدا بزرگشان کرده (پیامبران و اولیا)، بزرگشان بداریم و به آنها متوسل بشویم و شفاعت بطلبیم و برای رفع نیاز به سراغ آنها برویم و نذر کنیم. از این رو، می گویند: شفاعت، توسل و یاری خواستن از کسانی که خدا آنها را شفیع، وسیله تقرب و دادرسی مردم قرار داده، بدعت است.

این در حالی است که آیه­ها و روایت­های فراوانی در متون دینی بر جواز این اعمال وارد شده است.[4] وهابی­ها با استدلال به آیاتی که درباره کافران و مشرکان وارد شده است، مؤمنان و مسلمانان را مشرک و کافر قلمداد می‌کنند؛ در حالی که بر اساس نص صریح قرآن، مسلمانان می توانند پیامبران و اولیای الهی را شفیع خود قرار دهند و به آنها متوسل شوند.

 

2. ستیز با مسلمانان و دوستی با کافران

یکی دیگر از شباهت های وهابیت به خوارج، کشتن مسلمانان و جهاد علیه آنان و وانهادن کفار و مشرکان و دوستی با آنها است. خوارج، مسلمانان را به خاک و خون می کشیدند و اموال آنان را به غارت می برند و ناموس آنها را مباح می شمردند. برای نمونه، آنان عبدالله بن خباب، صحابه پیامبر را همراه با همسرش که آبستن بود، در کنار نهر آب کشتند و خونشان را در جوی روان ساختند. جریان این واقعه چنین بود:

روزی گروهی از مسلمانان با خوارج روبه رو شدند. خوارج پرسیدند: شما کیستید؟ یکی از مسلمانان که خیلی باهوش و زیرک بود، گفت: بگذارید من پاسخ دهم. او چنین گفت: ما طایفه ای از اهل کتاب هستیم و به شما پناه آورده ایم تا کلام خدا را بشنویم. پس ما را به نقطه امنی برسانید. خوارج به همدیگر گفتند: پیمان پیامبر را محترم بدارید. بخشی از قرآن را بر آنها بخوانید و کسی را بر آنان بگمارید تا آنها را سالم به نقطه امن رساند! به عبدالله بن خباب، صحابی پیامبر گفتند: نظرت درباره علی بن ابی طالب (ع) چیست؟ او شروع به مدح و ثنای علی(ع) کرد. خوارج به او گفتند: تو از کسانی هستی که مرید نام اشخاص هستند و او را آن گونه که یاد شد، کشتند.[5]

در مقابل، بت­پرستان و مشرکان از شر خوارج در امان بودند، چنان­که رسول خدا(ص) درباره صفات خوارج فرمود:

یَقرَئونَ القُرآنَ یَحسَبوُنَ أنّهُ لَهُم وَ هُو عَلَیهِم لایُجاوِز حَناجِرَهُم.

آنها قرآن می خوانند، ولی قرآن از گلوی آنان فراتر نمی رود و دل هایشان آن را درک نمی کند. از قرآن جز خواندن الفاظ آن، بهره ای دیگر ندارند.[6]

ایشان در روایت دیگری درباره خوارج می فرماید: «یَقتُلونَ أَهلَ الإسلامِ وَ یَدَعوُنَ أَهلَ الأُوثانِ»؛ آنان مسلمانان را می کشند و بت پرستان را به حال خود رها می کنند».[7]وهابیان نیز چنین بوده و هستند.

در هیچ تاریخی نقل نشده است که وهابیان با کافران بجنگند یا مشرکی را بکشند. آنان تنها مسلمانان را از دم شمشیر گذرانده‏اند؛ بی آنکه گناهی از آنها سر زند. کافی است کشتار مردم کربلا، طائف، یمن، حجاز و غیره را از نظر بگذرانیم. آیا وهابی های به ظاهر ضد شرک و الحاد! تا کنون یک گلوله به سوی رژیم غاصب قدس و سران استکبار جهانی و مشرکان امروز جهان شلیک کرده‏اند؟

3. بدعت گذاری در دین و جمود فکری

شباهت دیگر وهابیان با خوارج آن است که خوارج آن است که خوارج بر اساس بدعتی که در دین به وجود آورده بودند، جز خود، دیگر مسلمانان را کافر می دانستند و می گفتندکه کسی که مرتکب گناهان کبیره شود، در آتش دوزخ جاودانه خواهد بود!

خوارج، خون و مال مسلمانان غیر از خود را حلال می دانستند و فرزندان آنها را اسیر می کردند و می گفتند در کشور اسلامی اگر گناه کبیره آشکار شود، به کشور کفر تبدیل می شود.

وهابیان نیز مسلمانانی را که عقایدی مخالف باورهای آنان دارند، مشرک می­دانند و خون و مال آنها را حلال می­شمارند و فرزندان مسلمانان را اسیر می گیرند. آنان مسلمانان را مشرک خطاب می­کنند و کشورهای اسلامی را سرزمین کفر معرفی می­کنند و هجرت از آنجا را لازم و ضروری می­دانند. کسی را که نماز را ترک کرده است، اگرچه منکر آن نباشد، واجب القتل می شمارند.

سلیمان بن عبدالوهاب در رساله­ای بر ردّ اندیشه­های برادرش (محمد بن عبدالوهاب) می­نویسد:

ابن قیّم گفته خوارج دو ویژگی داشته­اند که به واسطه آن از دیگر مسلمانان و پیشوایان آنان جدا شده­اند:

نخست آنکه از سنت فاصله گرفته و آنچه را سنت نیست، سنت انگاشته­اند. دوم آنکه مسلمانان را به دلیل ارتکاب گناه، کافر قلمداد کرده و در اثر آن حکم به حلیت خون و مال آنها داده و سرزمین اسلام را سرزمین کفر شمرده­اند: پس سزاوار است که مسلمانان از این دو اصل غلط بر حذر باشند و از پی آمدهای آن دو اصل، یعنی دشمنی مسلمانان و لعن و سرزنش آنان و حلال شمردن خون و مال آنها و به طور کلی از هر گونه بدعتی، بپرهیزند.[8]

ویژگی هایی که ابن قیم برای خوارج گفته است، در وهابیان نیز وجود دارد.

4. مقدس مآبی و قشری­گری

شباهت دیگر وهابیان با خوارج آن است که خوارج خیلی به ظاهر مقدس، ولی قشری و کوتاه نظر بودند و نسبت به نماز و تلاوت قرآن اهتمام زیاد می ورزیدند. حتی از زیادی سجده، پیشانی شان پینه بسته بود و در عین حال خواستار حقیقت بودند. امیر المؤمین علی(ع) فرمود:

لا تُقاتِلوا الخَوارِجَ بَعدی فَلَیسَ مَن طَلَبَ الحَقَّ فَاَخطَأَه کَمَن طَلَبَ الباطِلَ فَأَصَابَهُ.[9]

پس از من با خوارج نجنگید؛ چون یکسان نیستند. آنان در جست و جوی حقند، ولی دچار خطا و لغزش می‌شوند و آنان که در پی باطلند و بدان رسیده اند.

خوارج، مردمانی به ظاهر دین دار، پرهیزکار و خویشتن دار از گناه بودند. گویند یکی از آنان خوکی را با شمشیرش کشت و دیگری اعتراض کرد و گفت این عمل تو فساد در روی زمین است! نیز گفته­اند یکی از خوارج در سر راه خرمایی جست و آن را در دهان گذاشت. دیگری سر رسید و خرما ار از دهان او بیرون آورد که چیز حرام خوردی! البته همینان به راحتی مسلمانان را می­کشتند و زنان آنان را اسیر می­گرفتند و آنها را میان خود خرید و فروش می کردند. وهابیان نیز چنینند. به ظاهر تعصب در دین دارند و در مسائل دینی سخت گیرند؛ نماز را به موقع به پا می­دارند و در عبادت خدا می کوشند و به پندار خودشان، در طلب حقند. در مقابل، وقتی به شهرهای مسلمانان حمله می­کردند، زنان و بچه­های و پیر و جوان آنان را به خاک و خون می­کشیدند و اموال آنها را غارت می­کردند.

5. ظاهر گرایی

خوارج در شبهه­ها و باورهای انحرافی­شان، به ظاهر برخی از آیات استناد جسته­اند. وهابیان نیز از ظاهر آیات قرآنی برداشت­هایی می­کنند که هیچ انسان خرمند نمی­تواند آنها را بپذیرد، مانند: اعتقاد به جسمیت خداوند یا تفسیر ظاهر بینایه عرش، قلم، لوح، کرسی، برزخ، رؤیت خداوند و نسبت دادن دست و پا و اعضا و جوارج داشتن به خداوند و ده‏ها مطلب دیگر.[10]


[1]- برای اطلاع بیشتر در این باره به کتاب های مربوط به تاریخ زندگانی امام امیرالمؤمنین(ع) و کتاب­های ملل و نحل و فرق و مذاهب مراجعه شود.

[2]- نهج­البلاغه، برگردان، محمد دشتی، خطبه 40.

[3]- محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، مؤسسه الوفا، بیروت، 1404 هـ.ق، ج33، ص337، باب 22، ح580؛ ابن بطریق، العمده، یحیی بن حسن حلی، قم، انتشارات جامعه مدرسین، 1407 هـ.ق، ص459، ح963.

[4]- درباره پاسخ به اندیشه های وهابی می توانید به کتاب های زیر مراجعه کنید. 1. جعفر سبحانی، آئین وهابیت. 2. سید محسن امین، تاریخچه نقد و بررسی وهابی ها، ترجمه، سید ابراهیم علوی.

[5]- حسین نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، مؤسسه آل البیت، قم، 1408 هـ.ق، ج18، ص213، باب 2، ح10؛ عبدالحمید بن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، کتاب خانه آیت الله مرعشی، قم، 1404 هـ.ق، ج2، صص281-283، باب أخبار خوارج.

[6]- الشریف رضی، المجازات النبویه، تحقیق: طه محمد زینی، قم، مکتبه بصیرتی، ص255، ح273.

[7]- مسلم ابن حجاج نیشابوری، الجامع الصحیح، بیروت، دارلفکر، (8 جلدی)، ج3، ص110؛ احمد بن حسین بن علی بیهقی، السنن الکبری، بیروت، دارالفکرف (10 جلدی)، ج6، ص339.

[8]- سلیمان بن عبدالوهاب، الصواعق الالهیه، استانبول، مکتبه ایشیق، 1412 ه.ق، چ3، ص22.

[9]- نهج البلاغه، تحقیق؛ شیخ محمد عبده، بیروت، دارالمعرفه، ج1، ص108، ح61.

[10]- جهت اطلاع بیشتر درباره شباهت وهابیت به خوارج، نک: سید محسن امین، تاریخچه نقد و بررسی وهابی ها، برگردان: سید ابراهیم علوی، تهران، مؤسسه انتشارات امیر کبیر، 1367، ج2، صص79- 90.