تبلیغات
آزاد اندیـشــی - وهابیگری 3
آزاد اندیـشــی
id telegram=task75
درباره

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
این وبلاگ در جهت آشکار کردن چهره واقعی وهابیت و نقدی بر مطالب و افکار آنان در رسانه های ماهواره ای ایجاد گردیده است.
آخرین اخبار و حواشی شبکه های ماهواره ای وهابیت (نور، کلمه، وصال) را از ما بخواهید.
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله سلم فرمودند:
در نجد (اطراف شهر ریاض - مرکز عربستان فعلی - ومحل ظهور فرقه ی وهابیت) تمام زلزله ها وفتنه هاست و شــــــــــــــاخ شیـــــــــــــطان از آنجا طلوع خواهد کرد.

صحیح بخاری جلد 8 صفحه ی 95 حدیث 7094 کتاب الفتن، باب 16 ، باب قول النبی (ص): الفتنه من قبل المشرق

حقیر در جهت اتحاد مسلمین نقد وهابیت{سلفیه-اهل حدیث} را ضروری میدانم.
فلذا در این جهت کتب شیخ محمد بن عبدالوهاب را نقد میکنم و همزمان بعضی شبهات را نیز اجمالا پاسخ می دهم .لازم بذکر است عقاید مشترک اهل سنت براساس منابع اهل تسنن است.
تماشیا مع الانتقادات الموجهة إلى الوحدة الإسلامیة الوهابیة
این ویلاگ به جهت افزایش بصیرت منتظران ظهور ، عاشقان ولایت و دوستان طراحی شده است.سعی می شود که تمامی مسائل مهدویت حرکت های اسلامی و احکام و پاسخ سوالات مراجعه کنندگان به این وبلاگ در پایان هر هفته ذکر شود. امیدوارم که این مطالب موجب تغییر و تحول اساسی در تمامی حالات روحی و روانی شما گردد.در ضمن در بخش پیوندها سایت مراجع عالی قدر ارائه شده تا به مسائل شرعی شما سروران نیز پاسخ داده شود. از سایت های معتبری که در قسمت پیوند ها ارائه شده حتما استفاده کنید که میتوانند بسیار مفید واقع شوند.
راهنمایی ها و نظرات شما باعث شادی و مسرت قلب این بنده حقیر می گردد.
اللهم عجل لولیک الفرج
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
تدبّر در قرآن
آیه قرآن
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما کثیف ترین دین درجهان چیست؟؟؟








آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
جستجو


دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
آرشیو مطالب
صفحات مجزا
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی
مهدویت امام زمان (عج) پخش زنده حرم


!-- Bivafa Va Alireza25 -->

کد متحرک کردن عنوان وب

ابر برچسب ها


وهابیگری 3



درست است که در عربستان سعودی کتاب های به نسبت پرحجمی به عنوان مجموعه آثار محمد بن عبدالوهاب (مؤلفات الشیخ الامام محمدبن عبدالوهاب، ریاض: جامعه الامام محمدبن سعود) به چاپ رسیده است اما این ها چیزی بیش از مجموعه یادداشت ها و تنظیم حدیث بر اساس موضوع های خاص نیست. نویسنده این سطور جلدهای یک، دو و چهار این کتاب را در اختیار دارد؛ روشن نیست مجموعه کامل این آثار چند جلد است. جلدهای اول و دوم به طور کامل شامل احادیثی است مربوط به آداب وضو، نماز، و زکات؛ هیچ شرح و توصیفی از محمدبن عبدالوهاب در آن دیده نمی شود و شناسایی منابع احادیث در پانوشت ها آمده است که همگی نتیجه کار سرویراستار این مجموعه است.[1] جلد چهارم با رساله کوتاهی با عنوان کتاب فضائل القرآن، آغاز می شود، باز هم مجموعه ای از احادیث بدون شرح که در هجده فصل مرتب شده است. این جلد با کار نوید بخشی با عنوان تفسیر آیات القرآن الکریم ادامه می یابد که بیش از بابیانی دیگر گفتن بعضی از آیات قرآن و توضیحاتی در مورد نکات مقدماتی نحو که در دیگر کتاب ها آمده است چیزی در آن دیده نمی شود. تنها جاذبه ای که در آن محسوس است نیش های گاه و بیگاه جدلی است که نویسنده بر ضد کسانی که آن ها را پیشوایان شرک (ائمة‌الشرک) می نامد به کار می برد. این جلد با خلاصه ای از محمد بن عبدالوهاب از کتاب زادالمعاد ابن رقیم جوزیه، کتابی نه در خور توجهی خاص، پایان می پذیرد.

ارزیابی دستاوردهای محمدبن عبدالوهاب در مقام یک عالم و نویسنده برای برآورد موفقیت بزرگتر او معیاری کاملاً منطقی است، زیرا تاریخ اسلام به عنوان سنتی عقلانی و معنوی بالاتر از همه شامل علما و آثار نویسندگان خود است که کتاب می نویسند، کتاب نمونه اصیلی از ساخته دست بشر در تمدن اسلامی است. هر چهره شاخصی که جنبش نوینی در تاریخ اسلام آغاز کرده است نویسنده ای پرکار و تأثیرگذار بوده است. شیخ عثمان دان فدیو[2] و شاه ولی الله دهلوی دو نمونه تقریباً همزمان با محمد بن عبدالوهاب هستند. او به هیچ یک از این دو کمترین شباهتی ندارد. در حقیقت آدمی تصور می­کند محمد بن عبدالوهاب هرکار شرعی را بیشتر بدعتی غیر شرعی می شمرد که قرن­ها ذهن مسلمانان را مکدر کرده بود.

از این گریز بازگردیم به شرح احوال. درگذشت پدرش در سال 1153/1740 ظاهراً او را از تمام
محدودیت­هایی که برای از ریشه کندن مظاهر ادعایی شرک داشت آزاد کرد. هرچند توانست چند پیرو پیدا کند، اما به زودی چنین اندیشید که حریملا را ترک کند و توانست به عُیینه بازگردد که شرایطی بسیار مطلوب تر از آنچه چهارده سال پیش، در زمانی که مجبور به ترک آن­جا شده بود، بر آن حکومت می کرد. اکنون عثمان بن مُعمّر محمدبن عبدالوهاب را در حمایت خود قرار داده و سوگند وفاداری به مفهوم توحیدی که او به تبلیغ آن پرداخته بود یاد کرد. ازدواج محمد بن عبدالوهاب با جوهره عمّه عثمان بن مُعمّر به این پیمان استحکام بخشید. محمدبن عبدالوهاب که در زیر چتر حمایتی حاکم قرار داشت پیش از برنامه خرابکاری بسیار بلند پروازانه اش: یعنی تخریب قبر زیدبن خطاب یکی از اصحاب رسول خدا و برادر خلیفه دوم که در جنگ یمامه در نبرد با مسیلمه کذاب به قتل رسیده بود، شروع به بریدن چند درخت قابل ایراد کرد. عثمان بن معمر با گروهی مرکب از ششصد نفر محمد بن عبدالوهاب و گروه اندک پیروان او را به هنگام درهم کوبیدن بنای قبر زید همراهی کرد. اما پس از سنگسار کردن زن زانیه ای که ظاهراً به طور آزاد و مکرر به گناه خود اعتراف کرده بود نام محمد بن عبدالوهاب بر سر زبان ها افتاد. عثمان بن عبدالله بن بِشر می نویسد «از آن پس کار او رونق گرفت، قدرت او افزایش یافت، و توحید واقعی، همراه با امر به معروف و نهی از منکر در همه جا گسترش یافت.»[3]

درست در این زمان بود که عثمان بن معمّر بر اثر فشار یکی از امیران قدرتمند ناحیه ناچار شد محمدبن عبدالوهاب را از عُیینه بیرون راند. این ضربه آشکار در حقیقت به سود او تمام شد، زیرا او به دِرِعیّه رفت و با محمدبن سعود حاکم شهر پیمان جدیدی بست و با ازدواجی دیگر آن را محکم کرد. این پیمان ثابت ماند و موجب پیدایش موجودیتی سیاسی شد که در طی سال­ها به طور مساوی وهابی یا سعودی نام گرفت. واقعیت این است که دولت سعودی در سده بیستم فلسفه وجودی دیگری گرفت و ابزار امتیاز منافع خارجی در خاورمیانه- نخست برای بریتانیا و سپس برای آمریکا- شد. اما اساس آن تنها نیروی سیاسی و نظامی فرقه وهابی بود. تضعیف روابط بین نهاد دینی و آل سعود که اکنون به روشنی در جریان است در اصل پیامد اجتناب­ناپذیر اختلاف نظر بین این دو وابستگی موروثی: یعنی وهابی از یک سو و انگلیسی- آمریکایی از سوی دیگر است. آینده نشان خواهد داد روزی که این دوقلوی به هم چسبیده سیامی: وهابیگری و آل سعود، از همه جدا شوند چه اتفاقی خواهد افتاد و کدام یک به حیات خود ادامه خواهد داد.

پیمان فروپاشیده دوباره با خوشبختی آغاز شد. محمدبن سعود برای جهاد بر ضد کسانی که از راه توحید به گفته محمد بن عبدالوهاب منحرف شده بودند با او بیعت کرد. اما شرط کرد: که محمد بن عبدالوهاب او را از دریافت خراج سالانه ای که به طور معمول از مردم دِرِعیّه می گرفت باز ندارد. محمدبن عبدالوهاب او را مطمئن ساخت که جهادی را که در پیش دارد غنائمی بیش از آن خراج برای او به ارمغان خواهد آورد.[4] از این رو صحنه مبارزه برای قتل و غارت در سراسر عربستان آماده شد.

در سال 1159/1746 دولت وهابی- سعودی برای جهاد با تمام کسانی که به نظر آنان توحید را نپذیرفته بودند و در نتیجه بی دین و متهم به شرک و ارتداد شمرده می شدند اعلامیه ای رسمی صادر کرد.

قابل توجه است که عثمان بن عبدالله بن بِشر در تاریخ خود، عنوان المجد فی تاریخ نجد، هرجا واژه «مسلمان» به کار برده منظور او تنها وهابیان است. اما این که وهابیان همه مسلمانان، به جز خودشان، را به عنوان کافر رد می‌کنند چیزی مهم تر از یک مفهوم تاریخی است. این نگرش انحصار طلبانه اعتراض که در طول سالیان دراز با احتیاط تمام پوشیده مانده بود، حتی هنگامی که به روشنی بیان نمی شد، هنوز ادامه دارد. عوامل مختلفی در این کار دخالت دارد که بیش از همه اشتیاق نظام سعودی است که سعی می کند خود را حافظ منافع مسلمانان، به شیوه تفکر وهابیان و کسانی که تحت تأثیر آن قرار گرفته اند، نشان دهد. هرچند شواهد فراوانی بر خلاف آن دیده می‌شود.[5]

ایوب صبری پاشا دریا سالار عثمانی و یکی از نخستین نویسندگان تاریخ جنبش وهابیگری در کتاب تاریخ وهابیان بین وهابیگری و جنبش قرمطیان، شاخه فرعی نهضت اسماعیلیان، که در سال 317/930 مکه را تصرف کرد مقایسه جالبی به عمل آورده است.[6] این مقایسه بر آنچه در زمان تصرف حرمین به وسیله وهابیان از سال 1220/1806 تا 1227/1812 اتفاق افتاد مبتنی بود. افسران دیگر عثمانی به صورت عبرت آموزتری آنان را با خوارج مقایسه کرده­اند.[7] در زمانی خیلی قدیم­تر در تاریخ اسلام، خوارج، مانند وهابیان، مسلمانانی را که آموزه­های آنان را دقیقاً نمی پذیرفتند مرتد شمردند و جهاد بر ضد آنان را مباح- نه واجب- می­دانستند و در نتیجه اقدام به راهزنی از آنان کردند. هنگامی که وهابیان در نیمه سده هجدهم در سرتاسر جزیرة العرب پراکنده شدند رفتار آنان و منطقی که به آن استناد می کردند بی شباهت به خوارج نبود. از این رو در جنبش خوارج، بدون در نظر گرفتن جزئیات عقیدتی بلکه از نظر شیوه روابط متقابل با دیگران شاید بتوان به رغم همه چیز پیشینه ای تاریخی برای وهابیان پیدا کرد.

نفرت از مسلمانان غیر وهابی به دقت بیش از یک بار در طول سده بیستم سبب بستن پیمانی با قدرت­های غیر اسلامی شده است؛ به عنوان مثال، در خور توجه است که عبدالعزیز بن سعود که از سال 1319/1920 تا 1373/1953 حکومت را در دست داشت زمانی به سنت جان («عبدالله») فیلبی، رابط وزارت امور خارجه بریتانیا، گفته بود که او مسیحیان را برتر از مسلمانان غیر وهابی می داند. او توضیح داده بود که مسیحیان براساس دین خود عمل می کنند، اما مسلمانانی که از استنباط وهابیان درباره توحید پیروی نمی کنند به گناه شرک آلوده اند. به عبارتی دیگر یک مسیحی بهتر از یک مسلمان غیر وهابی است.[8] اگر روابط آل سعود با حامیان خارجی شان را بخشی از بازگردان این نگرش ها به خط مشی آنان تعبیر کنیم راه دوری نرفته ایم.


[1]- ویراستاران عبارتند از عبدالعزیز بن زید الرومی، محمد بلتجی و سید حجاب.

[2]- عثمان دان فودیو در سال 1232/1817 و شاه ولی الله دهلوی در سال 1177/1763 در گذشت.م.

[3]- عنوان المجد، ص20.

[4]- همان، ص22.

[5]- ر.ک: پسین، ص51.

[6]- ایوب صبری پاشا، تاریخ وهابیان، استانبول، 1296/1879، ص3-17.

[7]- نشاط جغتای، «وهابیگری»، اسلام آنسیکلوپدیسی، ج13، ص267.

[8]- Elizabeth Monroe, philby of Arabia, London, 1973, pp. 69-70 (الیزابت مونرو، فیلبی عربستان)