تبلیغات
آزاد اندیـشــی - وهابیگری 6
آزاد اندیـشــی
id telegram=task75
درباره

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
این وبلاگ در جهت آشکار کردن چهره واقعی وهابیت و نقدی بر مطالب و افکار آنان در رسانه های ماهواره ای ایجاد گردیده است.
آخرین اخبار و حواشی شبکه های ماهواره ای وهابیت (نور، کلمه، وصال) را از ما بخواهید.
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله سلم فرمودند:
در نجد (اطراف شهر ریاض - مرکز عربستان فعلی - ومحل ظهور فرقه ی وهابیت) تمام زلزله ها وفتنه هاست و شــــــــــــــاخ شیـــــــــــــطان از آنجا طلوع خواهد کرد.

صحیح بخاری جلد 8 صفحه ی 95 حدیث 7094 کتاب الفتن، باب 16 ، باب قول النبی (ص): الفتنه من قبل المشرق

حقیر در جهت اتحاد مسلمین نقد وهابیت{سلفیه-اهل حدیث} را ضروری میدانم.
فلذا در این جهت کتب شیخ محمد بن عبدالوهاب را نقد میکنم و همزمان بعضی شبهات را نیز اجمالا پاسخ می دهم .لازم بذکر است عقاید مشترک اهل سنت براساس منابع اهل تسنن است.
تماشیا مع الانتقادات الموجهة إلى الوحدة الإسلامیة الوهابیة
این ویلاگ به جهت افزایش بصیرت منتظران ظهور ، عاشقان ولایت و دوستان طراحی شده است.سعی می شود که تمامی مسائل مهدویت حرکت های اسلامی و احکام و پاسخ سوالات مراجعه کنندگان به این وبلاگ در پایان هر هفته ذکر شود. امیدوارم که این مطالب موجب تغییر و تحول اساسی در تمامی حالات روحی و روانی شما گردد.در ضمن در بخش پیوندها سایت مراجع عالی قدر ارائه شده تا به مسائل شرعی شما سروران نیز پاسخ داده شود. از سایت های معتبری که در قسمت پیوند ها ارائه شده حتما استفاده کنید که میتوانند بسیار مفید واقع شوند.
راهنمایی ها و نظرات شما باعث شادی و مسرت قلب این بنده حقیر می گردد.
اللهم عجل لولیک الفرج
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
تدبّر در قرآن
آیه قرآن
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما کثیف ترین دین درجهان چیست؟؟؟








آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
جستجو


دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
آرشیو مطالب
صفحات مجزا
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی
مهدویت امام زمان (عج) پخش زنده حرم


!-- Bivafa Va Alireza25 -->

کد متحرک کردن عنوان وب

ابر برچسب ها


وهابیگری 6


در سال 1966 همکاری بین انجمن اسلامی دانشجویان اصلی و سازمان های مشابه در نقاط دیگر جهان موجب تأسیس فدراسیون بین المللی اسلامی سازمان های دانشجویی شد، گروهی که به داشتن روابط نزدیک با انجمن جهانی اسلام، توصیف شده است. این فدراسیون با انجمن جهانی جوانان مسلمان همپوشی دارد، دبیر کل فدراسیون به مقتضای سمت، عضو هیأت امنای انجمن اسلامی است. دفتر مرکزی انجمن جهانی جوانان مسلمان که در سال 1972 تأسیس شد با هماهنگی در خور تأملی در ریاض واقع است.[1] همچنین لازم است به مفهوم انعطاف پذیر «جوانان» که به وسیله چند تن از اعضای مهم دایمی در اولین دهه گسترش یافت اشاره­ای داشته باشیم.

یک نشریه پرتیراژه آموزه های وهابی مجله الجمعه است، گاهنامه ای به زبان انگلیسی که در سال 1991 تأسیس شد و «گروهی» در ایالات متحده، لندن و عربستان سعودی آن را تهیه می کنند، و نام آن را «راهنمای شما به سوی یک زندگی اسلامی» اعلام کرده اند. این مجله به «تصحیح عقیده» یعنی رد تفسیر غیر وهابی از اسلام، چاپ فتواهایی که بیشتر محرمات را شامل می شود و مطالب مربوط به زندگی روزانه اختصاص دارد. با وجود این مجله خسته کننده ای نیست: روی کاغذ گلاسه چاپ می شود. حتی از اشخاص زنده، اما به صورت عجیبی بی سر و ته، و با توجه به ممنوع بودن چهره موجودات زنده طرح هایی غیر واقعی از آنان چاپ می کند. ترجمه قرآن به زبان انگلیسی به وسیله محمد تقی الدین هلالی و محمد محسن نیز قابل ذکر است. این ترجمه در سال 1994 در ریاض به چاپ رسید و حتی از طرف عبدالعزیز بن عبدالله بن باز مفتی سعودی مورد تأیید قرار گرفت.[2] مترجمان، علاوه بر مطالب دیگر، در پایان ترجمه شان می گویند «ما دریافته ایم بیشتر کسانی که به دین اسلام می گروند [کذا] معنی واقعی نخستین اصل اسلامی یعنی لااله الا الله؛ محمد رسول الله را درک نمی کنند.»[3] آنچه در پشت این تعبیر زشت نهفته است مشرک شمردن اکثریت قاطع مسلمانان به وسیله وهابیان است.

به رغم تمام این کوشش ها وهابیگری از نظر جهانی موفق نبوده است. در سرزمین های بسیاری از خاورمیانه طریقت های تصوف دارای انعطاف و شور و نشاطی هستند که وهابیگری و دانشمندان غربی را به طور یکسان به شگفت آورده اند. با وجود این نواحی خاصی از جهان اسلام، مخصوصاً کسانی که پس از سال ها از حکومت کمونیستی و جنگ رهایی یافته اند تحت تأثیر وهابیگری قرار می گیرند. نمی توان انکار کرد که وهابیگری در جمهوری های آسیای مرکزی و شمال قفقاز پیشرفت هایی داشته است اما نه به آن اندازه که مسکو ادعا می کند. مصیبت هایی که در سال های اخیر بر مسلمانان بوسنیایی وارد شد مورد تأکید خارجیان متعددی و بیش از همه وهابیان، قرار گرفت که قرائت های خود از اسلام را با تأکید بر سنت های محلی تبلیغ کنند. این تبلیغ دارای ابعادی عقیدتی و معماری بود. گویا ویرانی هایی که صرب ها و کروات ها در طول جنگ به بار آوردند کافی نبود، اعمال وهابیان در بوسنی به نام بازسازی موجب بد شکل شدن قیافه شهرها شد. تزیینات مسجد جامع[4] شهر سرایوو را با دوغابِ آهک پوشاندند به طوری که اگر به خاطر فرش ها نبود داخل مسجد شبیه یک بخش بیمارستانی به نظر می رسید. لوحه هایی که بر روی دیوار کنار در ورودی و جاهای دیگر نصب شده بود به یاد نمازگزار می آورد که «بازسازی» مسجدی که به آن می نگرد در سایه بخشش های سعودی است؛ در مواردی بوسنیایی ها روی این لوحه ها را خط انداخته بودند. مسجد دیگری که به تازگی در زنیکا ساخته شده بود به همین صورت فاقد تزیینات دیواری بود. ساخت آن را نیز دولت سعودی تأمین کرده بود. باید هر نمازگزاری به هنگام سجده این را به یاد داشته باشد زیرا بر روی هر قطعه فرشی که زمین مسجد را می پوشاند به دو زبان عربی و بوسنیایی نوشته شده است «هدیه ای از پادشاهی عربستان سعودی.»[5] تخریب بناهای اسلامی به وسیله وهابیان در کوزوو، چچن و حضرموت نیز گزارش شده است.

ارزیابی نظام لجوج و بی صلاحیت طالبان که خوشبختانه اکنون نابود شده است به عنوان جلوه ای از وهابیگری منطقی به نظر می رسد، هرچند مبنای فقهی آن حنفی بود نه حنبلی و وجود این جنبش مدیون کمک های سخاوتمندانه مالی پاکستان و مقامات نظامی و امنیتی آن بود. همکاری رسمی سعودی با طالبان در سال 1995 و زمانی آغاز شد که مولانا فضل الرحمان رهبر جمعیت علمای اسلامی پاکستان شاهزادگان سعودی را برای شکار به منطقه قندهار دعوت کرد. اما برای علمای وهابی مسایل عقیدتی لذت بخش تر از بررسی پیشرفت امر طالبان بود. پس از قبول این مطلب که طالبان سربازانی کوشا برای این امر می باشند، به خوبی توانستند نظام سعودی را وادار کنند که دست برادری خود را به سوی طالبان دراز کند.[6] در آوریل 1997، ملا ربانی فقید (نباید او را با برهان الدین ربانی رییس جمهور سابق افغانستان و عضو افتخاری کنونی نیروی هوایی ایالات متحده در کابل به اشتباه گرفت) از ریاض دیدن کرد و در پایان دیدارش اعلام کرد: «ملک فهد از معیارهای مفیدی که طالبان پذیرفته و وضع شریعت را که در کشور به دست گرفته اند ابراز خرسندی کرد.» (به نقل از رابرت فیسک، «سعودی­ها از طالبان روی برگردانده­اند،» ایندینیدنت، 27 سپتامبر2001). خصومت­های نفرت­انگیزی که طالبان نسبت به هزاره ها نشان دادند- از جمله قتل عام 5000 نفر پس از تصرف دوباره مزار شریف در سال 1998 و قساوت های جدیدتر در منطقه بامیان و به اسارت گرفتن زنان هزاره به عنوان متعه را تا حدی باید به علت هویت شیعی مردم آن منطقه تبیین کرد.[7] همچنین اقدامات طالبان مانند جلوگیری از شادی های کوچک و کم ضرر چون بادبادک هوا کردن بچه ها، تأکید بر نتراشیدن ریش و تعیین طول آن، گزاردن اجباری پنج نوبت نماز به جماعت و کنار گذاشتن بی­رحمانه زنان از هر نوع فعالیت اجتماعی و اقتصادی یادآور سنت های گذشته وهابیگری بود.[8] اما سقوط این دولت به این معنی نیست که دوران وهابیگری در افغانستان سپری شده است. عبدالرسول سیاف یکی از رهبران به اصطلاح اتحاد شمال مانند هریک از رهبران طالبان از معتقدان پر و پا قرص وهابیگری است و مسئول کشتار
فرقه­ای شیعیان در دوران هرج و مرج در کابل پیش از روی کار آمدن حکومت طالبان بود.

با وجود این علمای عربستان با از بین رفتن نظام طالبان سخت به دردسر افتاده اند. در اعلامیه بدون تاریخی که در 5 دسامبر 2001 در وب سایت وهابی­ها آمده بود ده تن از آنان ورود اتحاد شمال را که «مرکب از کمونیست ها، شیعیان و منافقان توصیف شده بود» به شرح زیر محکوم کرده بودند؛ «آن ها معبدهای شرک را که طالبان بسته بودند ‌‍[منظور خانقاه های تصوف است] دوباره گشودند، ریش ها را تراشیدند،‌حجاب را کنار زدند و همراه با نمایش فیلم به موسیقی و آوازه خوانی پرداختند.» معلوم نیست شرارت اتحاد شمال کمتر از طالبان باشد اما اعتراض در خور توجهی که بر این عاقلان وارد است بی توجهی آنان به مصیبت های واقعی و شدید مردم افغان و توجه آنان به عیبجویی از مسایلی همانند مسایل پیشین است. ارزیابی ایشان از حمله به مرکز تجارت جهانی به عنوان «مکافات الهی» را می توان نوعی دیگری از سنگدلی آنان دانست. روشن نیست هزاران انسانی که به سر کار روزانه می رفتند مرتکب چه گناهی شده بودند که سزاوار عذاب الهی باشند، مگر این که آدمی از اعتقاد به گناه دسته جمعی در قرآن بتواند دلیلی بیاورد. ده عالم برجسته نیز معتقدند که «ترس و شیوع بیماری های پس از آن [11 سپتامبر]» نمونه ای از سنت های الهی (سنن الله) است. نویسنده این سطور می ترسد کفر گویی باشد اگر بگوید بنابراین مرگ مأموران پست بی خبر از محموله پستی عامل سیاه زخم نیز جلوه ای از مشیّت و حکمت الهی است.[9]

پیمان تاریخی بین وهابیان و آل سعود، به عنوان عربستان سرزمین اصلی وهابیگری مدتی است نقش بر آب شده است. شورش مکه در آغاز نوامبر 1979 (ذی الحجه 1379) به وسیله جهیمان محمد عُتیبی نامی نشانه ای از بازگشت ناگهانی و غیر منتظره اخوان وهابی است؛ چتر بازان فرانسوی، که اجازه خاص علمای وهابی وفادار به رژیم سعودی را دریافت کرده بودند، وارد مسجد الحرام شدند، مسجد را آب انداختند و با کشتن شورشیان به وسیله برق فتنه را خواباندند.[10] اما جنگ خلیج ‍[فارس] در سال 1991 و گسترش وسیع حضور نظامی آمریکا که به همراه داشت موجب رنجش بیشتر بین وهابیان و نظام سعودی شد. با توجه به حضور افسران بریتانیایی در نجد در اوایل جنگ جهانی اول و پایگاه های هوایی دیرینه آمریکا در ظهران، برای نظام عربستان تازگی نداشت که نیروهای خارجی را دعوت به سنگر بندی در عربستان کند (یا، به طور دقیق تر، به درخواست آنان برای این کار رضایت دهد). با وجود این چنان که به درستی تعبیر شده است در نظر است پایگاه های جدید تحمیلی تر، دایمی و گسترده تر از هرچیز دیگری درگذشته باشد. موضوع دیگری که به همان اندازه نامتعارف بود پدیده زنانی بود که در شهر ریاض پشت فرمان نشسته بودند و خود رانندگی می کردند. تعدادی از علمای وهابی این کار را ناخوش داشتند. سردسته این گروه صفربن عبدالرحمان الحوالی و سلمان بن فهد العوده بودند که به سزای ایجاد
مزاحمت­هایشان به زندان های دراز مدت محکوم شدند.

لازم است گفته شود که نگرانی های مربوط به حضور آمریکایی ها و نتایج اندیشه فرهنگی که بر اثر آن به بار آمد در نگرانی های دیرینه وهابیان نسبت شیعه تغییری ایجاد نکرد. در سخنرانی ای در موضوع قدر الله فی هذه الجزیره (تقدیر الهی برای این جزیره) که سلمان بن فهد عوده مذکور ایراد کرد برآنچه از نظر او اهمیت وهابیگری برای رفاه و سعادت عربستان بود تأکید کرد و در پایان از مردم خواست تمام ساکنان شیعه آن را اخراج کنند، و از شیعیان با همان واژه ناشایست روافض نام برد.[11] از آن بدتر اینکه عبدالله بن جبرین در سال 1991 فتوایی صادر کرد که مسلمانان شیعه را «مشرکینی می دانست که ریختن خون آن مباح است.» نظام سعودی شاید برای آن که خشم وهابیان صالح را فرونشاند سال بعد اقدام به زندانی کردن و اعدام تعدادی از شهروندان شیعه خود و در هم کوبیدن چهار مسجد شیعی کرد.[12]



[1]- Sayyid Muhammad Syeed, "International Islamic Federation of Student Organizations", Oxford Encyclopeadia of the Modern Islamic World, Oxford, 1995, IIpp.207-209

(سید محمد سعید، «فدراسیون بین المللی اسلامی سازمان های دانشجویی»، دایرة المعارف جهان اسلام معاصر، 1995، ج2.)

[2]- جای سؤال است که آیا مفتی به حد کافی به زبان انگلیسی تسلط داشته است تا درباره صحت ترجمه قضاوت کند.

[3]- Interpretation of the Meanings of the Noble Qur'an in English Language, Riyad, 1994, p.1011.

( قرآن کریم، ترجمه و تفسیر به زبان انگلیسی.)

[4] -Gazihusrevebegova Dzamija

[5]- بر اساس دیدار شخصی نویسنده این سطور از بوسنی در 1998 و 1999.

[6] -Ahmad Rashid, Taliban: Militant Islam, Oil and Fundamentalism in Central Asia. New Haven and London, 2000,p.201.

(احمد رشید، طالبان: اسلام ستیزه جو، نفت و بنیادگرایی در آسیای مرکزی.)

[7]- لازم است این مطلب با بی طرفی ذکر شود. در ژوئن 1997 (خرداد 1375) که نویسنده این سطور در جلسه ملاقات با آیت الله سید علی خامنه ای شرکت کرده بود، دو نفر از نمایندگان یک سازمان شیعه افغان از ناکافی بودن کمک ایران، به ادعای آنان، برای تأمین ادامه زندگی شان گله داشتند. آیت الله خامنه ای سازمان مورد بحث را برای به کار گرفتن همان ددمنشی طالبان در جنگ که به حق به آن متهم بودند سرزنش کرد. شاید او قتل عام پادگان طالبان در مزار شریف را در نظر داشت که ماه قبل اتفاق افتاده بود. احتمالاً این تدبیری عاقلانه یا با توجه به قتل عامی که طالبان در جای دیگری در افغانستان مرتکب شده بودند عملی انتقام­جویانه بود.

[8]- در مورد فتواهای طالبان ر.ک: احمد رشید، طالبان، ص217-219.

[9]- «اعلامیه مهم ده تن از علما پس از عقب نشینی طالبان». www.as-sahwah.com. امضا کنندگان عبارت بودند از عبدالرحمان بن صالح المحمود، احمدبن صالح السنانی، سعد الحُمید، عبدالعزیز بن محمد آل عبداللطیف، عبدالعزیز بن ناصرالجلیل، حمدبن ریس، فارح بن صالح البهلال، حمدبن عبدالله الحُمیدی و ناصر بن حمد الفهد.

[10]- سعید ک. ابوریش، آل سعود، ص118؛ انتفاضة الحرم، کتابچه­ای چاپ منظّمات الشورة الاسلامیه فی­الجزیرة العربیه (سازمان انقلاب اسلامی جزیرة العرب)، بی جا (تهران؟)، بی تا.

[11]- به نقل از Mamoun Fandi, Saudi Arabia and the Politics of Dissent, New York, 1999,p.101. (مأمون فندی، عربستان سعودی و سیاست نارضایتی) این درخواست تازه ای نبود. در اوایل سال 1927 علمای وهابی فتوایی صادر کردند که تمام شیعیان احسا را تهدید به اخراج می کرد مگر این که تخریب تمام مساجدشان و آموزش وهابیگری را بپذیرند. این فتوا به دلایل سیاسی به موقع اجرا گذاشته نشد. ر.ک: Jacob Goldbery "Theshi'I Minority in Saudi Arabia", Juan R.Cole and Nikki R.Keddie, eds., Shi'ism and Social Protest, New Haven, 1989,pp.235-236. (یاکوب گلدبرگ، «اقلیت شیعی در عربستان سعودی»، دریوان ر.کول و نیکی ر.کدی (ویراستاران)، شیعه و اعتراض اجتماعی). توجه دایمی علمای وهابی به گزینه اخراج شیعیان بدون شک طرح «انتقال» صهیونیست ها یعنی تخلیه کامل فلسطین از ساکنان اصلی آن را در ذهن زنده می کند.

[12]- سعید ک. ابوریش، آل سعود، ص110-111.