تبلیغات
آزاد اندیـشــی - وهابیگری 5
آزاد اندیـشــی
id telegram=task75
درباره

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
این وبلاگ در جهت آشکار کردن چهره واقعی وهابیت و نقدی بر مطالب و افکار آنان در رسانه های ماهواره ای ایجاد گردیده است.
آخرین اخبار و حواشی شبکه های ماهواره ای وهابیت (نور، کلمه، وصال) را از ما بخواهید.
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله سلم فرمودند:
در نجد (اطراف شهر ریاض - مرکز عربستان فعلی - ومحل ظهور فرقه ی وهابیت) تمام زلزله ها وفتنه هاست و شــــــــــــــاخ شیـــــــــــــطان از آنجا طلوع خواهد کرد.

صحیح بخاری جلد 8 صفحه ی 95 حدیث 7094 کتاب الفتن، باب 16 ، باب قول النبی (ص): الفتنه من قبل المشرق

حقیر در جهت اتحاد مسلمین نقد وهابیت{سلفیه-اهل حدیث} را ضروری میدانم.
فلذا در این جهت کتب شیخ محمد بن عبدالوهاب را نقد میکنم و همزمان بعضی شبهات را نیز اجمالا پاسخ می دهم .لازم بذکر است عقاید مشترک اهل سنت براساس منابع اهل تسنن است.
تماشیا مع الانتقادات الموجهة إلى الوحدة الإسلامیة الوهابیة
این ویلاگ به جهت افزایش بصیرت منتظران ظهور ، عاشقان ولایت و دوستان طراحی شده است.سعی می شود که تمامی مسائل مهدویت حرکت های اسلامی و احکام و پاسخ سوالات مراجعه کنندگان به این وبلاگ در پایان هر هفته ذکر شود. امیدوارم که این مطالب موجب تغییر و تحول اساسی در تمامی حالات روحی و روانی شما گردد.در ضمن در بخش پیوندها سایت مراجع عالی قدر ارائه شده تا به مسائل شرعی شما سروران نیز پاسخ داده شود. از سایت های معتبری که در قسمت پیوند ها ارائه شده حتما استفاده کنید که میتوانند بسیار مفید واقع شوند.
راهنمایی ها و نظرات شما باعث شادی و مسرت قلب این بنده حقیر می گردد.
اللهم عجل لولیک الفرج
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
تدبّر در قرآن
آیه قرآن
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما کثیف ترین دین درجهان چیست؟؟؟








آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
جستجو


دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
آرشیو مطالب
صفحات مجزا
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی
مهدویت امام زمان (عج) پخش زنده حرم


!-- Bivafa Va Alireza25 -->

کد متحرک کردن عنوان وب

ابر برچسب ها


وهابیگری 5


درخواست­های بریتانیا از دولت کوچک سعودی- وهابی ابتدا در حد معمول بود: لشکریان خود را-‌‌از سر علاقه- با سلاح و مربیان بریتانیایی تجهیز کند، به بنو رشید هم پیمانان اصلی دولت عثمانی در شمال شرقی عربستان هجوم برد و مانع استحکام موقعیت عثمانی ها در سواحل جنوبی خلیج فارس شود. این وظایف به دقت انجام شد.

اما موضوع کمی پیچیده بود؛ بریتانیا هنوز به ابن سعود اجازه نداده بود که سرتاسر جزیرة العرب را تصرف کند. به اقتضای زیرکی ای که توطئه گری بریتانیای ها را زبانزد خاص و عام کرده است آنان در آن زمان بیش از یک همدست در عربستان داشتند. از این رو آنان با شریف حسین امیر مکه و پدر خاندان هاشمی که تا کنون خادمان وفادار منافع خارجی بوده اند ارتباط داشتند (چنین افرادی در عرف رسانه های غربی امیران میانه رو عرب معرفی می شوند) و با کمک پول و مشوق های دیگر او را وادار کردند به نام ملت متحد عربی که قرار بود او پادشاه آن باشد بر ضد دولت عثمانی قیام کند. جالب است که دولت بریتانیا به عنوان شرطی از حمایت خود بر شریف حسین تحمیل کرده بود که سعودی ها را در نجد و سایر بخش های شرقی عربستان به رسمیت بشناسد.

پیامد جنگ جهانی اول و عواقب آن در جزیرة العرب کاملاً معلوم است. دو مقام رقیب بریتانیایی- که حتی با معیار ساده طبقه حاکم بریتانیا در آن روزهای طلایی ذاتاً ناخوشایند بود- ادعاهای دست پروردگان رقیب خود را تکرار کردند: توماس لورنس به نفع خاندان هاشمی به جنگ پرداخت و سنت جان («عبدالله») فیلبی از سعودی ها پشیتیبانی کرد.[1] شریف حسین به علت اشتباه کودکانه اش خطاکار شناخته شد. او تصور می کرد وعده های بریتانیا را در زمان جنگ برای تأسیس دولت متحد عربی به سرپرستی او باید جدی گرفت و در نتیجه مایه دردسر بود. علاوه بر این، بر خلاف سعودی ها، او فاقد لشکر جنگاوری بود که توان اداره تمام جزیرة العرب را داشته باشد و استقرار ثبات از نظر منافع امپراتوری بریتانیا اهمیت بسیار داشت، اما ابن سعود با در اختیار داشتن گروه بدنام موسوم به اخوان، نیروهای ضربت و نیروهای اجرایی وهابیان این توان را داشت. بنابراین خاندان هاشمی را کنار گذاشتند و برای تصرف سرتاسر جزیرة العرب به ابن سعود چراغ سبز نشان دادند. گسترش نظارت سعودی بر سرتاسر جزیرة العرب، توسعه ای خودجوش و مستقل نبود بلکه باید در زمینه تغییر شکل کلی خاورمیانه ای که در آن زمان مورد نظر بود انجام می گرفت. این کار با حمایت خیرخواهانه بریتانیا انجام شد که همیشه زمین هایی را به دیگران می بخشید که متعلق به آنان نبود. این جریان بخشی از الگوی تقسیم سرزمین عربی هلال حاصلخیز به واحد های ساختگی، تحقق دولت صهیونیستی در فلسطین با قیومت انگلیس، تأسیس دولت «غیر دینی» جمهوری ترکیه و تشکیل خاندان پهلوی در ایران را شامل می شد.

تأسیس پادشاهی عربستان سعودی نیز حادثه صلح جویانه ای نبود. دومین پیروزی دولت وهابی- سعودی بر جزیرة العرب بیش از 400000 کشته و زخمی برجای گذاشت. اخوان در شهرهایی مانند طائف، بُریده و هدی مردم را علناً قتل عام کردند. حاکمان شهرهایی که به وسیله ابن سعود منصوب شده بودند به طوری که نقل شده در جریان تصرف جزیرة العرب 40000 نفر را گردن زدند و دست و پای 350000 نفر را بریدند. عکس العمل خاصی نسبت به جمعیت غالب شیعه در احسا نشان داده شد. ابن سعود خویشاوند خود عبدالله بن مُسلّم جلاوی، شاید شاخص ترین قصاب خانواده بعد از خود سلطان، را مأمور کرد که آنان را به فرمان درآورد. او با اعدام هزاران نفر و کشتار رهبران دینی و قبایل شیعه این مأموریت را انجام داد. وهابیان در سال 1344/1925 دوباره مکه و مدینه را تصرف کردند و با اجرای معتقدات وهابی چهره این دو شهر دگرگون شد. کوشش جدید برای خراب کردن گنبد مسجد رسول خدا ناکام ماند، اما اماکن تاریخی بسیاری که از حمله اول وهابی­ها در امان مانده بود اکنون با خاک یکسان شد.[2] (جای بس شگفتی است که در زمانی که آرای وهابیان به صورت وسوسه­انگیزی به زیان بار بودن گنبدهای بالای قبرها می­پردازد قصرهای سر به فلک کشیده­ای که شاهان سعودی بنا نهادند از خرده­گیری­های بزرگان این قوم در امان مانده است). به نام «امر به معروف و نهی از منکر» دخانیات دوباره ممنوع شد، مردان برای ریش نگذاشتن با طول مشخص مجازات شدند، موسیقی غیر مجاز اعلام شد و معتقد بودند گلدان های سفالی با رنگ های شاد نظم عمومی را بر هم می زند و همه را در هم شکستند.[3] واقعیت این است که چون مسأله اداره حرمین پیش آمد و لزوم سازش با بینش های دیگر مسلمانان اجتناب ناپذیر شد بعضی از این معیارها مسکوت ماند. نمی توان انکار کرد که نقش هزارساله حرمین به عنوان مراکز علوم اسلامی و مبادلات عقلانی در این زمان بدون شک به پایان رسید. استادان و شاگردانی از اقصی نقاط آسیای مرکزی، سرزمین مالاریا، اندونزی، جنوب صحرای آفریقا و هند به این مراکز مهاجرات می کردند. سایه سنگین وهابیگری هیچ چیزی را در جای خود باقی نگذاشت. به استثنای چند حلقه درسی نیمه مخفی، آنچه اکنون در مکه و مدینه دیده می شود آموزشگاه هایی برای تبلیغ وهابیگری است که با شگفتی به غلط نام دانشگاه بر آن نهاده اند.

تاریخ بعدی آل سعود، دست یافتن به ثروت نفت و روی آوردن از بریتانیا به آمریکا به عنوان حامی خارجی، بیرون از چهار چوب این مقاله است. اما بی مناسبت نیست که به کوشش های جاری نظام وهابیگری در خارج از عربستان بپردازیم.

پیشتر یادآوری کردیم که وهابیگری زمانی که برای نخستین بار ظاهر شد بازتاب مثبت بسیار اندکی در خارج از جزیرة العرب داشت. نویسندگان غربی برچسب وهابی را به تعدادی از جنبش های اسلامی زده اند که شباهت بسیار کمی با فرقه وهابی دارد. شاهد این مدعا گروه اهل حدیث در هند است. مقامات روسیه تزاری، شوروی و پس از شوروی عملاً به همه جنبش های اسلامی که در شمال قفقاز و آسیای میانه در مقابل حکومت روسیه مقاومت می کنند همین برچسب وهابی را زده اند. (این انتساب گسترش جهانی به وهابیگری شاید نخستین نمونه از تمایل غربی ها باشد که تمام جنبش های اسلامی را بدون استثناء به یک منبع شرارت نسبت دهند). تنها جنبشی در سده نوزدهم که با اطمینان می توان ریشه آن را در وهابیگری جست قیام پَدری در سرزمین های کوهستانی میانکابائو در سوماترا بود، به رهبری حاجی مسکین نامی که در دوران اشغال کوتاه مدت مکه به وسیله وهابی ها در سال 1218/103در آن جا به سر می برد.[4]

هنگامی که در سال 1348/1929 اربابان بریتانیایی ابن سعود اِخوان را از تجاوز به عراق به وسیله بمباران هوایی بازداشتند، روشی که مورد پسند آن ها برای حفظ نظم در خاورمیانه بود، اعمال زور و توسعه نظامی بیشتر، به عنوان وسیله ای برای تبلیغ، کنار گذاشته شد. عجیب آن که دو عرب مسیحی: امین ریحانی و جورج انتونیوس، به عنوان ترویجی مسالمت آمیز، نخستین مبلغان تجدید حیات نظام سعودی بودند با این حال، پس از چندی مدافعی مسلمان از خارج از جزیرة العرب سر بر آورد. او رشید رضا (د 1354/ 1935) بود که از سال 1327/1909 به علت ملیت سوریایی اش متهم به وهابیگری شده بود.[5] و بعد از دیداری از حجاز که تازه به تصرف وهابیان درآمده بود کتابی در ستایش امیر سعودی نوشت و او را ناجی حرمین و عامل آداب صحیح اسلام خواند، و دوسال بعد مجموعه ای از رسایل وهابی را گردآوری کرد.[6] احتمالاً به خاطر داریم که پیامدهای جنگ جهانی اول، هم به برانداختن خلافت عثمانی و هم به عدم موفقیت شریف حسین برای در دست گرفتن پادشاهی دولت متحده عربی یا نامزدی او برای تجدید خلافت توسط مسلمین توجه داشت. بنابراین شاید جای شگفتی نباشد که کسانی مانند رشید رضا با گرایش سلفی که با درماندگی به دنبال قهرمانی می گشتند، با دیده ای خوشبین به ابن سعود و با نظری موافق به وهابیت می نگریستند.

با وجود این سلفیه عوامل مشترکی با وهابیگری داشتند، بالاتر از همه نفرت از همه شرح و بسط های پس از سلف صالح (که منظور دو نسل اول اسلام بود)، مخالفت با تصوف، و دست کشیدن از تقلید کلی از چهار مذهب سنی. چند دهه پس از تصرف حجاز به وسیله سعودی ها، جنبش سلفی گری- مخصوصاً در مصر- گرایش اصول گرایانه تری برگزید و حکومت اسلامی در جامعه آن روز را جاهلیت جدید نامید.[7] شاید بتوان این رخداد را بازتابی تأخیری از وهابیگری دانست که همه مسلمانان را به عنوان مشرک کنار هم می گذاشتند. اما معمولاً دو ویژگی مهم و مرتبط با هم برای بازشناختن سلفی از وهابی به کار می رود: تکیه بر تشویق به همداستان کردن دیگر مسلمانان به امر خودشان به جای اعمال زور؛ و توجهی آگاهانه به بحران های سیاسی و اقتصادی- اجتماعی جهان اسلام.

به هر تقدیر در دهه 1380/1960 وهابیگری و سلفیگری ارتباط نزدیک تری پیدا کردند، علت آن نه تنها آتش تبلیغات گسترده وهابیگری بود که دلارهای نفتی آن را شعله ور می کرد، بلکه شرایط سیاسی دنیای عرب بود. آنچه جنگ سرد اعراب نامیده می شود در آن زمان در جریان بود: مبارزه ای بین گروه هایی از یک سو به وسیله مصر و هم پیمانانش رهبری می شد و از سوی دیگر عربستان سعودی و دوستانش. نظام سعودی که با محبوبیت جمال عبدالناصر مورد تهدید قرار گرفته بود خط مشی متفاوتی برای حصول اطمینان از بقای حکومتش تدارک دید. در جبهه نظامی به نمایندگی مصر در یمن آغاز به جنگ کرد و در جبهه سیاسی با کمک حامیان ناموجه اسلام مانند بورقیبه رییس جمهور تونس و شاه ایران به کارهای تبلیغی زیادی به نام «همبستگی اسلامی» پرداخت.[8]

در جبهه عقیدتی در سال 1382/1962،- درست هم زمان با قیام جمهوری خواهان در یمن همسایه عربستان- گروهی را به نام انجمن جهانی اسلام (رابطة العالم الاسلامی) تشکیل داد.

هدف این سازمان در اصل، زیر پوشش قرار دادن همه سازمان های فراملیتی اسلامی دیگر بود و در دل این انجمن ارتباط نزدیک تری بین سلفی ها و وهابی های برجسته شکل گرفت. شورای مؤسس آن برای نخستین بار در شعبان 1381/دسامبر 1962 به ریاست محمد بن ابراهیم آل الشیخ از نوادگان محمدبن عبدالوهاب و مفتی اعظم وقت عربستان سعودی برگزار شد. این ریاست تا کنون بر عهده مفتی اعظم سعودی است. از جمله هشت عضو دیگر این شورا نمایندگان برجسته ای با گرایش های سلفی بودند، مانند سعید رمضان داماد حسن البنّا بنیانگذار اخوان المسلمین مصر و مدعی جانشینی او، مولانا ابوالاعلاء مودودی (د1399/1979) رهبر جماعت اسلامی پاکستان؛ و مولانا ابوالحسن ندوی (د 1421/2000) از هند. براساس مصوبات این انجمن، ریاست آن همیشه از شهروندان سعودی بوده است و اولین کسی که این مقام را به دست آورد محمد سُرور السَّبان (د 1392/1972) بود. اعضای مصری (و بعداً سوری) اِخوان المسلمین با توجه به این که در وطن خود تحت تعقیب بودند و از طرفی در مقام سلفی قادر بودند خشونت سنتی وهابیگری را تا حدی کاهش دهند، دست کم در سطح انجمن، کم تر مورد عیبجویی قرار گرفتند. دیگران چنین عذری نداشتند و در هر صورت باید بهای سیاسی آن را می پرداختند یعنی آشکار یا ضمنی سیاست های حکومت سعودی را تأیید می کردند، زیرا ماده چهارم میثاق انجمن جهانی اسلام (رابطة العالم الاسلامی) تصویب کرده بود برای ایجاد «همبستگی اسلامی» به صورتی که نظام سعودی آن را تعبیر می کند تلاش کنند.[9]

انجمن جهانی اسلام با تأسیس شعبه هایی در سرتاسر جهان نهایت کوشش را به عمل آورده است تا به عنوان خود وفادار بماند. این شعبه ها در اروپا، شمال و جنوب شرقی آسیا و بیشتر در آفریقا تمرکز یافته است. بخشی از عملکرد این شعبه ها به طوری که در وب سایت این مجمع به ظرافت بیان شده «دفع عقاید و گرایش های گمراه کننده» است. این به طور کلی به معنای تبلیغ وهابیگری به هزینه سنّت های اسلامی محلی است، وظیفه ای که دانش آموختگان به اصطلاح دانشگاه اسلامی مدینه با شوق و حرارت در آن شرکت دارند. سنت های ریشه دار تصوف بدعت و مردود شمرده می­شود، کاری ویران­گر و تفرقه­انگیز مخصوصاً در کشورهای آفریقایی که در آن­ها انجام آداب و رسوم اسلامی اغلب در راستای پیروی از طریقت تصوف است. به همین دلیل مراسم مولد النبی اغلب مورد حمله قرار می گیرد.[10]

بعضی از سازمان های دانشجویی اسلامی گاهی به عنوان عوامل تبلیغ وهابیگری در خارج مخصوصاً در ایالات متحده عمل می­کنند. انجمن اسلامی دانشجویان امریکای شمالی و کانادا در سال 1963 یک سال پس از تأسیس انجمن جهانی اسلام، که با آن روابط نزدیکی دارد، تشکیل شد. مخصوصاً در دهه­های1960 و1970 در نشستهای سالانه انجمن اسلامی دانشجویان اجازه هیچ نقدی بر عربستان سعودی داده نمی شد و نیز، ملک فیصل به عنوان قهرمان شجاع اسلام شناخته می شد. انجمن های محلی آن در هر نماز جمعه انبوهی از نشریات انجمن را به زبان انگلیسی و عربی پخش می کنند و نهایت سعی خود را به عمل می آورند تا از انتشار «گرایش ها و عقاید گمراه کننده» جلوگیری کنند. اسماعیل فاروقی که پیشتر به خاطر کوشش های گزافه آمیزش برای ارتقای نظام محمد بن عبدالوهاب از او یاد کردیم چندین سال مشاور عقیدتی انجمن دانشجویان بود. هرچند روابط انجمن دانشجویان با دولت های عربی به تدریج گسترش یافت امّا تأیید رسمی وهابیگری محکم بر جای ماند. در سال 1980 شعبه انتشاراتی آن مناسب دانست ترجمه («شرح»؟) فاروقی از سه رساله محمد بن عبدالوهاب را به نام اصول اندیشه اسلامی منتشر کند. شاید در آغاز شگفت انگیز باشد که دانشجویانی که تحصیلات عالی را دنبال می‌کنند باید جذب قرائتی وهابی از اسلام شوند. اما این جاذبه به یک معنا طبیعی است: آنان هماهنگ با جهان بینی عقلانی که از راه آموختن دانش مهندسی و علوم طبیعی در ذهنشان پدید آمده است، در وهابیگری یک نوع «اسلام عقلانی» می بینند، اسلامی عاری از جزئیات و ابهامات استدلال شرعی، پیچیدگی های کلامی، و ظرافت های تصوف؛ همه این ها به عنوان «اضافات» تقبیح شده است. شاید بتوان گفت در این مفهوم خاص که فاروقی با تأکیدی کاملاً اغراق آمیز اصرار می ورزید که «درعیه بزرگترین مرکز نوگرایی اسلامی شده است بدون آن که دستخوش تأثیری نوگرا شده باشد» واقعاً درست گفته باشد.[11] در سال 1980 انجمن اسلامی دانشجویان اصلی به سازمانی دانشجویی تقسیم شد. که همان نام پیشین را داشت و بخش جدیدی از آن انجمن اسلامی آمریکای شمالی نام گرفت. این انجمن هم اکنون بزگرترین سازمان دانشجویی در ایالات متحده است و از این جهت بازتابی وسیع- نه به میزانی برابر- بر گرایش و سلیقه های غالب بر جامعه دارد. به صورتی مشابه صدها گروه از دانشجویان مسلمانی که اکنون در ایالات متحده فعالیت دارند منعکس کننده طیف وسیعی از عقاید متنوع و مخالف هرگونه توصیف یکسان از خود هستند.



[1]- سرنوشت لورنس و فیلبی تا حد زیادی در تقدیر دست پروردگانشان نمایانده شد. شریف حسین سلطنت اتحادیه عربی را که به او قول داده بودند از دست داد و لورنس در یک حادثه غیر عادی موتور سیکلت جان خود را از دست داد. ابن سعود بیشتر سرزمین های جزیرة العرب را تصرف کرد، و فیلبی نمایندگی پرسود کمپانی فورد در عربستان را به دست آورد. بدون آن که ذکری از نوعروسانی شود که پی در پی در اختیار او قرار می گرفتند.

[2]- برای یافتن دلیلی برای تخریب بناهای تاریخی مرتبط با مقدسات از قدیم ترین دوران اسلام تا عصر حاضر که سیاست روشن وهابی- سعودی است. ر.ک: Elaine Sciolino, "Where the Prophet Trod, He Begs, TreadLightly", New York Times, February 15, 2002. (الین سیولینو، «در جایی که پیامبر گام نهاد به نرمی گام بردارید»، نیویورک تایمز، 15 فوریه 2002). نکته مهم در این مقاله نقل فتوای شماره 16626 است که در سال 1414/1994 از طرف عبدالعزیز بن عبدالله بن باز صادر شد که در بخشی از آن چنین آمده است: «تکریم ساختمان­ها و اماکن تاریخی جایز نیست. چنین عملی موجب شرک است، زیرا ممکن است مردم تصور کنند مکان ها دارای ارزش معنوی است»

[3]- در مورد تمام این حوادث، ر.ک: Said K. Aburish, The rise, corruption, and coming fall of the House of sound, London, 1994 (سعید ک. ابوریش ، ظهور، فساد و زوال آتی آل سعود.)

[4] - ر.ک: Chiristine Dobbin, Islamic Revivalism in Changing Pasant Economy: Central Sumatra, 1784-1847, London and Malmo, 1983, pp.128-149. (کریستین دوبین، جنبش احیاگری اسلامی در تغییر اقتصاد کشاورزان سوماترای مرکزی در 1784- 1847)

[5]- در مورد گرایش های نخستین رشید رضا به وهابیگری، ر.ک: David Dean Commins, Islamic Reform: Politics and Social Change in Late Ottoman Syria, Oxford, 1990, pp.129-131 (دیوید کمینس، اصلاح گرایی اسلامی: تغییرات سیاسی و اجتماعی در سوریه عثمانی در دوره های اخیر).

[6]- رشید رضا، الوهابیون و الحجاز، قاهره 1344/1926؛ رشید رضا (محقق)، مجموعه التوحید النجدیه. قاهره، 1346/1928.

[7]- برای نمونه می توان سید قطب (د1386/1966) در آثار متعددش، به ویژه در عدالت اجتماعی در اسلام (ترجمه به انگلیسی به نام Social Justice in Islam به وسیله جان ب. هاردی، نیویورک، 2000) و برادرش محمد قطب در کتاب جاهلیه القرن العشرین قاهره، 1964 را نام برد.

[8]- جالب است هنگامی که در نتیجه انقلاب، نظام اسلامی قابل قبولی در ایران شکل گرفت عربستان سعودی از جمله جدی­ترین و قاطع ترین دشمنان این جمهوری اسلامی نوبنیاد بود. «همبستگی اسلامی» در آن سوی خلیج فارس به زودی به فراموشی سپرده شد. البته سعودی ها در فروردین 1361 ش ده میلیون دلار به یک سرهنگ نیروی هوایی ایران پرداختند تا کودتایی ترتیب دهد که از جمله هدف های آن بمباران محل سکونت امام خمینی در شمال تهران بود؛ این کودتا بی درنگ کشف و خنثی شد.

[9]- برای گزارش جامعی درباره انجمن جهانی اسلام (رابطه العالم الاسلامی): ر.ک: Reinhard Schulze, Islamicher Internationalismus im 20 Jahrhundert: Untersuchunchen zur Geschichte der islamischen Weltliga, Leiden, 1990. (رینهارد شولتز، ملیت گرایی اسلامی در سده بیستم: بررسی تاریخی در جوامع اسلامی جهان)

[10]- این مطالب بیشتر براساس بازدیدی از نایروبی، مومباسا، مالیندی و جزیره لامو در سال 1985 است.

[11]- مقدمه ترجمه، کتاب التوحید، صxiv..